جمعه, 23 آذر 1397

شماره‌ی پیام‌رسان (فعلاً فقط سروش):
۰۱ ۸۸ ۷۵۰ ۰۹۹۰

 کانال سایت در پیام‌رسان سروش
hshadir@

تحلیلی از فشار قبر

پرسش: مطلبی منسوب به دکتر الهی قمشه‌ای درباره‌ی فشار قبر منشر شده که می‌خواهم نظر شما را درباره‌ی آن بدانم. مطلب مذکور چنین است:

آیا فشار قبر واقعیت دارد؟ جدا شدن روح از بدن هنگام مرگ ، در کسری از ثانیه انجام میشود. این لحظه چنان سریع اتفاق می افتد که حتی کسی که چشمانش لحظه مرگ باز است فرصت بستن آن را پیدا نمیکند. یکی از شیرین ترین تجربیات انسان دقیقا لحظه جدا شدن روح از جسم میباشد . یه حس سبک شدن و معلق بودن. بعد از مرگ  اولین اتفاقی که می افتد این است که روح ما شروع به مرور زندگی از بدو تولد تا لحظه مرگ میکند و تصاویر به صورت یک فیلم برای روح بازخوانی میشود. شاید گمان کنیم که این اتفاق بسیار زمان بر است . زمان  در واقع قرارداد ما انسانهاست. این ما هستیم که هردقیقه را 60 ثانیه قرارداد میکنیم . اما زمان در واقع فراتر این تعاریف است.

با مرور زندگی ، روح اولین چیزی که نظرش به آن جلب میشود وابستگیهای انسان در طول زندگی میباشد. میزان وابستگی دنیوی برای هرکس متغیر است. روح از بین خاطراتش وابستگی های خود را جدا میکند. این وابستگی ها هم مثبت است هم منفی.  مثلا وابستگی به مال دنیا یک وابستگی منفی و وابستگی مادر به فرزندش هم نوعی دلبستگی و وابستگی مثبت محسوب میشود ولی به هرحال وابستگی ست. این وابستگی ها کششی به سمت پایین برای روح ایجاد میکند که او را از رفتن به سمت  جهت خروج از مرحله دنیا باز میدارد.  یعنی روح بعد از مرگ تحت تاثیر دو کشش قرار میگیرد . یکی نیروی وابستگی از پایین  و دیگری نیروی بشارت دهنده به سمت مرحله بعد. اگر نیروی وابستگی ها غلبه داشته باشد باعث میشود روح تمایل پیدا کند که دوباره وارد جسم گردد.  چون توان دل کندن از وابستگی را ندارد و دوست دارد دوباره آن را تجربه کند. به همین جهت روح به سمت جسم رفته و تلاش میکند جسم مرده را متقاعد کند که دوباره روح را بپذیرد. فشاری که به "روح" وارد میشود جهت متقاعد کردن جسم خود در واقع همان فشار قبر است. این فشار به هیچ وجه به جسم وارد نمیشود . چون جسم دچار مرگ شده و دردی را احساس نمیکند.  پس فشار قبر در واقع فشار وابستگی هاست و هیچ ربطی ندارد که شخص قبر دارد یا ندارد.  این فشار هیچ ربطی به شب زمینی ندارد و میتواند از لحظه مرگ شروع گردد.

یکی از دلایل تلقین دادن به فرد فوت شده در واقع این است که به باور مرگ برسد و سعی در برگشت نداشته باشد. بعد از مدتی روح متقاعد میشود که تلاش او بیهوده است و فشار قبر از بین میرود. وابستگی ها باعث میشود که روح ، شاید سالها نتواند از این مرحله بگذرد. بحث روح های سرگردان و سنگین بودن قبرستانها بدلیل همین وابستگی هاست. گاهی تا سالها فرد فوت شده نمیتواند وابستگی به قبر خود و جسمی که دیگر اثری از آن نیست را رها کند.

به امید اینکه بتوانیم به درک این شعر برسیم:

دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ         ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپيچ

پاسخ:

این مطلب آمیخته‌ای است از مطالب درست و نادرست. ۸ نکته درباره‌ی آن برایتان نوشته‌ام:

۱. این مطلب یک تحلیل ذوقی است و هیچ سند و مدرکی از قرآن و روایات ارائه نشده است؛ بنابراین صرفاً در حد یک تحلیل احتمالی قابل بررسی است، نه به عنوان یک مطلب ثابت شده‌ی دینی.

۲. بحث علاقه‌ی روح به وابستگی‌های دنیوی که باعث سخت شدن مردن و جدا شدن روح از بدن می‌شود، کاملاً درست است و در منابع دینی مستنداتی دارد.

۳. اما وابستگی‌های روح به امور دنیوی و سختی جدا شدن روح از بدن تنها باعث سختی جان کندن می‌شود که اختصاص به زمان احتضار و لحظه‌ی مرگ دارد و بعد از مرگ و جدا شدن روح از بدن و انتقال آن به عالم برزخ، پایان می‌پذیرد.

۴. این مطلب که فشار قبر مربوط به روح است نه جنازه، درست است؛ اما فشار قبر چیزی غیر از درد لحظه‌ی مرگ است. سختی مرگ مختص به لحظه‌ی جدا شدن روح از بدن است اما فشار قبر تازه بعد از جدا شدن روح از بدن شروع می‌شود.

۵. نکته‌ی مطرح شده درباره‌ی امکان دیدن صحنه‌های همه‌ی زندگی در یک لحظه درست است اما اظهار نظر درباره‌ی زمان دقیق نیست. درست است که زمان مخصوص عالم ماده است، اما یک امر حقیقی است نه قراردادی. بله، این‌که هر ۶۰ ثاینه را یک دقیقه می‌نامیم، یک قرارداد است اما این مطلب ربطی به واقعیت زمان ندارد. این قرارداد صرفاً برای اندازه‌گیری زمان برای ما است و تأثیری در واقعیت زمان ندارد. در فلسفه و حتا در فیزیک بیان شده است که زمان امری واقعی است و بُعد چهارم ماده است و مخصوص عالم ماده است.

۶. با دقت در معنای دعا و عبارتی که برای تلقین توصیه شده و در رساله هم آمده می‌توان فهمید که هدف از این تلقین، این نیست که فرد فوت شده به باور مرگ برسد و سعی در برگشت نداشته باشد؛ بلکه این تلقین‌ها نشان می‌دهد که بعد از جدایی روح از بدن و پایان یافتن مرحله‌ی مرگ، وقایعی در عالم برزخ (مثل سؤال نکیر و منکر) در حال رخ دادن است که فرد فوت شده نیازمند یاری از این سو است.

۷. درباره‌ی ارواح سرگردان من تا کنون با مطلبی علمی و قابل اعتنا برخورد نکرده‌ام. همیشه فکر می‌کردم حرف و حدیث این‌ها تنها در داستان‌ها و فیلم‌های تخیلی مطرح است.

۸. دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ/ ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

اگر ما ماده‌گرا باشیم و همه‌ی زندگی را همین زندگی محدود و پرفرازونشیب دنیوی بدانیم و آن را با مرگ مختومه بدانیم، این بیت درست و حکیمانه است؛ اما از نگاه اسلامی، دنیا مزرعه‌ی آخرت است و زندگی اصلی ما بعد از مرگ است که زندگی دنیوی زمینه‌ساز سعادت یا شقاوت در زندگی اصلی است. طبق این دیدگاه دنیا و زندگی دنیوی نه‌تنها هیچ نیست، بلکه خیلی هم مهم و ارزشمند است و تنها راه رسیدن به سعادت ابدی است.

هیچ انگاشتن دنیا و زندگی و کار دنیوی در این شعر هرچند ممکن است گویای حقیر بودن زندگی دنیا در برابر زندگی حقیقی باشد، اما این ادبیات با ادبیات قرآن و اهل بیت علیهم‌السلام مغایر است و در نتیجه این شعر را نمی‌توان اسلامی تلقی کرد. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید:

مؤمن بلندهمت‌ترین انسان است که هم به دنیایش باید اهتمام داشته باشد و هم به آخرتش. (اعظمُ الناسِ هَمّاً المؤمنُ یَهتَمُّ بِاَمرِ دُنیاهُ و اَمرِ آخِرَتِه)

امتیاز کلی این مطلب (0)

0 از 5 ستاره
  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان میهمان

0 / 5000 محدودیت حروف
متن شما باید کمتر از 5000 حرف باشد