کانال سایت در پیام‌رسان سروش

سروش @hshadir

حماسه‌ی نه دیبسم الله

چند سال پیش ابلیس برای مقابله با نور خدا در ایران‌زمین نقشه کشید و یاران خارجی و داخلی‌اش را دور هم جمع کرد و نقشه‌ی مخملینش را برای آن‌ها تشریح کرد و قرار شد به بهانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ نظام اسلامی را واژگون کنند و نور خدا را در ایران خاموش کنند و تاریکی شیطان را مرز تا مرز ایران بگسترانند.

مدت‌ها پیش از فرارسیدن موعد، در جلسه‌های سرّی و فوق سری در داخل و خارج کشور دور هم جمع شدند و مقدمات کار را با دقت هرچه تمام‌تر فراهم کردند و با حساب و کتاب دقیق پیش رفتند. فکر و نبوغ تواناترین شاگردان ابلیس را به کار گرفتند و برای جمع کردن یار، از هیچ تلاشی فروگذار نکردند؛ تبلیغات پرزرق و برق و دروغین و مظلوم‌نمایی‌های زیرکانه باعث شد عده‌ای ساده‌لوح زیر پرچم سبزشان جمع شوند و نشانی از این رنگ نفاق‌آلود را بر خود مارک کنند.

برنامه این بود که همه‌ی اهداف و برنامه‌های پلید خود را پشت اسم یکی از کاندیداها که افکار و روحیات هماهنگ و مناسبی با آن‌ها داشت پنهان کنند و همه‌ی تلاش خود را به‌کار برند تا او برنده‌ی انتخابات شود. اگر او رئیس جمهور می‌شد، می‌توانست پل مطمئنی باشد برای رساندن آن‌ها به موقعیت‌های هدف برای اجرای عملیات براندازی. اما اگر نتوانستند اکثریت برگه‌های رأی ملت را با نام او به صندوق‌های رأی واریز کنند، برنامه این بود که به بهانه‌ی ابلهانه‌ی تقلب در انتخابات، شورشی عظیم در مملکت راه بیندازند و همین اعتراض به نتایج انتخابات را نقطه‌ی آغاز عملیات براندازی قرار دهند.

خوب اندیشیده بودند و خوب مکر کرده بودند و فکر همه چیز را کرده بودند؛ اما از دو چیز، سخت غافل بودند: «امت» و «امام»! در واقع باید بگوییم از همه چیز غافل بودند؛ چون امام و امت که هوشیار باشند، دیگر چیزی باقی نمی‌ماند تا طعمه‌ی مکرشان شود!

اگر ملت ایران آگاه و بصیر بود و توانست توطئه‌ی ابلیس را خنثا کند، به این دلیل است که این ملت با همه‌ی کاستی‌ها و نقص‌هایش، یک ملت قرآنی است و قرآن را محور زندگی فردی و اجتماعی خود قرار داده است و سعی می‌کند زندگی‌اش را با برنامه‌ی قرآن منطبق کند. خود قرآن می‌فرماید: «قرآن مایه‌ی بصیرت و آگاهی است؛ هر کسی قرآنی باشد و قرآن‌محور باشد، ثمره‌اش بصیرت و آگاهی است و هرکه چشمش را به قرآن ببندد و کور شود، به ضرر خود او است؛ قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها.» (انعام، ۱۰۴)

همین قرآن که معارفش مایه‌ی بصیرت و آگاهی است، محور سعادت را «ولایت» می‌داند و امت را به اطاعت از ولی امر می‌کند:

«ای مؤمنان، از خدا اطاعت کنید و از رسول خدا و از ولیّ امرتان اطاعت کنید. اگر به خدا و معاد ایمان دارید، وقتی در چیزی دچار نزاع و اختلاف شدید، به قانون الاهی که به وسیله‌ی رسول به شما ابلاغ شده است رجوع کنید. این برای شما بهتر و نیک‌فرجام‌تر است. وقتی به مردم گفته می‌شود که از حکم خدا پیروی کنید و قانون خدا را فصل الخطاب قرار دهید، منافقان از ولی خدا به شدت روی می‌گردانند؛ يَأَيُّها الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَ أَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلىِ الْأَمْرِ مِنكُم فَإِن تَنَازَعْتُمْ فىِ شَىْءٍ فَرُدُّوهُ إِلىَ اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الاَخِرِ ذَلِكَ خَيرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلاً (نساء، ۵۹) وَ إِذَا قِيلَ لهُمْ تَعَالَوْاْ إِلىَ‏ مَا أَنزَلَ اللَّهُ وَ إِلىَ الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنكَ صُدُودًا.» (نساء، ۶۱)

و همین قرآن بصیرت‌ساز، پیروی از ولایت را عامل بصیرت‌افزایی و رسیدن به آگاهی سیاسی و اجتماعی می‌داند و به ولی خدا می‌فرماید: «بگو این است راه من. من و کسانی که از من پیروی می‌کنند، با بصیرت و آگاهی همه‌ی مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنیم؛ قُلْ هذِهِ سَبيلي‏ أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى‏ بَصيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَني‏.» (یوسف، ۱۰۸)

و می‌فرماید: «مؤمنانی که ولایت خدا و ولی خدا را گردن نهاده‌اند، از گمراهی و انحراف در امانند و دشمنان تسلط و نفوذی بر آن‌ها ندارند. تسلط شیاطین تنها بر کسانی است که از ولایت ولی خدا روی گردانده، ولایت ابلیس را گردن نهاده‌اند؛ إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلىَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَلىَ‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ(نحل، 99) إِنَّمَا سُلْطَنُهُ عَلىَ الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِينَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ.» (نحل، ۱۰۰)

عامل دیگری که قرآن برای بصیرت‌افزایی و رسیدن به آگاهی معرفی می‌کند، تقوا و مدیریت نفس است: «اگر تقوامند باشید خدا به شما بصیرت و نیروی تشخیص حق و باطل عطا می‌فرماید؛ إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً.» (انفال، ۲۹)

نیز می‌فرماید: «وقتی پندار و وسوسه‌ای شیطانی به اهل تقوا برسد و با آنان برخورد کند، به برکت تقوایشان، از غفلت رها می‌شوند و ناگهان به بصیرت می‌رسند؛ إِنَّ الَّذينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ.» (اعراف، ۲۰۱)

آری چنین است که بخش اعظمی از آن گروه اغوا شده و جمع شده زیر پرچم سبز ابلیس در فتنه‌ی ۸۸، بعد از مدتی بازی خوردن، وقتی نشانه‌های ظلالت و تباهی را به برکت تقوایشان، آشکارا دیدند، ناگهان به خود آمدند و راه کج رفته را برگشتند و به امت ولایت‌مدار پیوستند و تحت ولایت ولی خدا، حماسه‌ی نه دی را با زیبایی و شکوه تمام آفریدند؛ تا به‌کلی دست پلید ابلیس از این مرز و بوم قطع، و سایه‌ی شومش برچیده شود.

اینک ماییم و گذشته‌ای درخشان و افتخارآفرین و آینده‌ای مبهم و نامعلوم! اگر می‌خواهیم آینده‌مان هم به‌سان گذشته، غرورآفرین و تحسین‌برانگیز باشد، باید درس‌هایی را که از حوادث گذشته فراگرفته‌ایم، سرلوحه‌ی خود قرار دهیم. اگر ما از حوادث تلخ و شیرین گذشته عبرت بگیریم و در دشمن‌شناسی و مبارزه و مذاکره با دشمن، چشم بر حقایق اثبات شده‌ی تاریخی نبندیم و همواره مطیع ولی امر باشیم، شاهد تداوم بصیرت و آگاهی و در پی آن، حرکت در مسیر درست برای امت اسلامی و ملت عزیز ایران خواهیم بود. امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می‌فرماید: «عبرت گرفتن از حوادث گذشته، موجب افزایش بصیرت است.» (نهج‌البلاغه)

امام روح الله می‌فرماید: «من به همه‌ی ملت اطمینان می‌دهم که امر دولت اسلامی، اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر این مملکت وارد نخواهد شد.» (صحیفه، ج10، ص 58)

خدایا، هرگز «قرآن» و «ولایت» و «تقوا» را از ملت ما نگیر و بصیرت و آگاهی راستین را که ثمره‌ی این سه نعمت بزرگ است، تا ظهور حجتت در جامعه‌ی ما روزافزون بفرما!

می‌توانید این مطلب را در شبکه‌ی اجتماعی خود به اشتراک بگذارید:

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn اشتراک در کلوب اشتراک در افسران

دیدگاه‌ها   

+10 #12 تبریزحسن زاده 1395-11-03 19:02
روحانیت اصیل و انقلابی شیعه، همواره مظلوم و خار چشم دشمنان اسلام و انقلاب، بوده و هست. در همان اوایل انقلاب در سالهای 1359 و 1360 ش، منافقین و مجاهدین خلق و نیز طرفداران حزب توده و بنی صدری ها و ضد انقلاب ها، نسبت به شهید دکتر بهشتی و مرحوم آقای هاشمی - رحمت الله علیهما - خیلی هتک حرمت می کردند تا انقلاب را زمین بزنند و مردم را ناامید کنند. بنده خودم در اوایل انقلاب در دانشگاه تبریز، دانشجو بودم و خودم از نزدیک، شاهد بودم که منافقین و حزب توده ای ها، جلسه ی سخنرانی آقای هاشمی در دانشگاه تبریز را در روز 26 فروردین 1359 به تشنج کشیدند. خودم از نزدیک می دیدم و شاهد بودم که ضد انقلاب ها چگونه از چند روز قبل از سخنرانی، تحرکات و فعالیت های ناجوانمردانه ای را علیه آقای هاشمی، ترتیب داده بودند برای مثال، نشریات و مطالبی را علیه روحانیت و امام و انقلاب، منتشر و در تبریز توزیع می کردند، بنابراین از همان سالهای اول انقلاب، تلاش های مذبوحانه ای برای خدشه دار کردن چهره ی روحانیت و منزوی کردن روحانیون انقلابی وجود داشت خصوصا ضد انقلاب ها و منحرفین از همان اول، می خواستند روحانیت مبارز را از صحنه خارج سازند که به لطف خدا ناکام ماندند.

***** پاسخ *****

آقای هاشمی رفسنجانی نه مطلقاً بد بود و نه مطلقاً خوب. دیدن خوبی‌ها و فروگذاشتن بدی‌ها و نیز دیدن بدی‌ها و فروگذاشتن خوبی‌ها هر دو خطا است.
اگر هدف، تعظیم هاشمی است، طبیعتاً فقط باید خوبی‌ها دیده شوند. و اگر هدف، تخریب هاشمی است، طبیعتاً تنها باید به ضعف‌ها و اشکال‌ها نگاه کرد. اما اگر هدف، چیزی فراتر از تعظیم و تخریب؛ یعنی مطالعه و درس گرفتن است، پس باید نقاط قوت و ضعف را در کنار هم دید و بررسی کرد.
نقل قول کردن
-7 #11 قمآرمان 1395-11-03 17:56
به نقل از قم:

شخصیت آقای هاشمی بعد از رهبر معظم انقلاب، مورد احترام و اعتماد اکثر گروه های وفادار به نظام اسلامی و علمای اعلام و مراجع عظام تقلید در قم، نجف، مشهد، اصفهان و جاهای دیگر بوده. بارها دیده شد که شخصیت های بزرگواری مثل حضرت آیت الله جوادی آملی در میهمانی ها نماز را به ایشان اقتدا کردند. در سالن اجتماعات دارالشفای قم، همه طلاب، فضلا و اعاظم، شاهد بودند که حضرت آیت الله جوادی آملی در پای بحث های تفسیری آقای هاشمی نشستند و خود را مشتاق به شنیدن مبانی تفسیری ایشان دانستند و قبل از آن هم وقتی برای اهدای جوایز به روی سن دعوت شدند، هر گز حاضر نشدند جلوتر از آقای هاشمی به روی سن تشریف ببرند و آقای هاشمی را مقدم بر خود داشتند. هاشمی، فرزند خلف حوزه و افتخار روحانیت اصیل وانقلابی، یکی از مهم ترین خاکریزهای مقاومت در برابر دشمنان نظام، اسلام، انقلاب و روحانیت به شمار می رفت ولی به فرمایش امام خمینی: « بدخواهان بدانند هاشمی، زنده است چون نهضت، زنده است.» حسودان بدانند به فرموده رهبری: "هیچ کس برای ایشان مثل هاشمی نمی شود". او پایدار ، استوار و وفادار به انقلاب و رهبری باقی ماند. او شخصیت مفسری بود که در دوران ستمشاهی با صداقت و خلوص، قرآن را در پشت میله های سرد زندان به تفسیر نشست. رحمت خدا بر او باد.

گفتيد هاشمي مورد اعتماد اكثر وفاداران به نظام بود! ادعايي بسيار گزاف است!اگر در مجامع انقلابي و حوزوي حضور فعال داشته باشيد، هيچ‌گاه چنين سخني نمي‌گفتيد!
بله، اكثر افراد مومن و انقلابي، از سال 88 به خصوص كم كم و به تدريج در بهت و ناراحتي شديدي فرو مي‌رفتند كه آخر چرا هاشمي هم به خطا مي‌رود! آخر او كه امام را ديده و مبارز انقلاب بوده و اين‌همه زحمت كشيده چرا دارد به رهبر انقلاب جفا مي‌كند؟! او چرا نامه‌اي بدون سلام و در حمايت از فقتنه‌گران مي‌نويسد؟! او چرا مواظب فرزندانش و رفتارهاي اشتباهشان نيست؟ و .... و براي هاشمي و آخر و عاقبت او غصه مي‌خوردند و با ديدن اوضاع هاشمي ياد طلحه و زبير مي‌‌افتادند كه گرچه پيامبر را از نزديك ديده بودند و هم‌گام با پيامبر اكرم، به اسلام خدمت كرده بودند و آن‌همه در مورد امام علي عليه‌السلام شنيده بودند و حتي با امام علي عليه‌السلام بيعت كرده بودند، چرا به امام بر حق و وصي پيامبر اكرم صلوات الله عليهم، جفا كردند و ...
لطفا اين غصه خوردن و كرامت و بزرگواري انقلابيون و مذهبي را نگذاريد به پاي حمايت از هاشمي و معتمد دانستن او!
گفتيد از مباني تفسيري ايشان استفاده مي‌شد و يا به ايشان نماز اقتدا مي‌شد، اينها منافاتي ندارد با سخنان ديگر! مثل اينكه سابقه‌ي خوب داشتن منافاتي ندارد با آينده‌ي بد دچار شدن و آن، اين را تضمين نمي‌كند!همانند ابليس كه سابقه‌اي 6هزار ساله در عبادت داشت، ولي آخر و عاقبتش آن شد كه همه مي‌دانيم.متاسفا نه ظرفيت انسان محدود است و همه نمي‌توانند در همه‌ي ابعاد كامل و خوب باشند و رسيدن به چنان مقامي بسيار سخت است، ولي هر كس در حد توا و ظرفيتش تا هر رتبه‌اي كه رسيد، قابل تقدير است.
هاشمي تفسيري ارزنده نوشت و از تفسير او استفاده شد و مي‌شود و خواهد شد. ولي چه ربطي دارد به بصيرت و حفظ مواضع درست سياسي و انقلابي؟ همان‌طور كه هستند افراد كاري كه تقيدات ديني ندارند و يا افراد دين‌داري كه در جاهاي ديگر مي‌لنگند.( گرچه دين‌داري كاملا درست، بايد همه‌ي مواضع را درست كند، ولي اگر واقعا همه‌ي ما دين‌دار واقعي بوديم اين نبود وضع كشور و وضع حتي زندگي‌ها و خانه‌ها و خانواده‌داري‌ها يمان و نيز آينده‌ي بهشت و جهنممان. به علاوه كه خاصيت دنيا رشد تدريجي است و تكاملي كه به تدريج حاصل مي‌شود. احترام و تواضع و كرامت بزرگان را نبايد جور ديگري تفسير كرد. به علاوه‌ نبايد از اين نكته‌ي مهم تربيتي غافل بود كه هندوانه زيربغل گذاشتن و تكريم و احترام، باعث مي‌شود، طرف مقابل، هم متقابلا عكس‌العمل‌هاي مناسب حداقلي داشته باشد(گرچه مثال اصلا تطابق بر اين مورد نمي‌كند، ولي در مثل مناقشه نيست و اميدوارم متوجه شده باشيد و به اين قسمت گير ندهيد و نكتهِ مد نظرم را گرفته باشيد!)
شما كه سخن رهبري در سال 76 را در حمايت از هاشمي مي گوييد، لطفا پيام‌هاي بسيار مهمي كه از پيام رهبر به مناسبت فوت هاشمي هم دريافت مي‌شود، دريابيد.
و در انتها ما نيز هم‌چون شما معتقديم:" او شخصیت مفسری بود که در دوران ستمشاهی با صداقت و خلوص، قرآن را در پشت میله های سرد زندان به تفسیر نشست. رحمت خدا بر او باد." ولي اين عبارت هيچ وقت پوششي بر خطاهاي هاشمي نمي‌گذارد و كارنامه‌ي او را از جفاهايش و خطاهايش پاك نمي‌كند. گذشته‌اي نيك، ولي عاقبتي نه آن‌قدر شايسته و نه در خور تقدير! و كاش بسياري از بزرگان، اين روزها يكي از دعاهايشان طلب مغفرت براي خطاهاي آشكار و علني و بزرگ هاشمي نبود و كاش كسي مثل هاشمي مايه‌ي عبرت نمي‌شد و كاش هاشمي هميشه و همه جا خوب و انقلابي عمل مي‌كرد و سخن مي‌گفت و ...
خدا هم او را و هم ما را رحمت كند و ان‌شاء الله كه پرونده‌ي آن دنياي همه‌مان با دست راست تحويل گرفته شود.
نقل قول کردن
-8 #10 قمآرمان 1395-11-03 16:23
به نقل از قم:

رهبر معظم انقلاب در ضمن خطبه های نماز جمعه مورخه 29/3/1388 بخصوص از هاشمی دفاع کرده و فرمودند: "...من از سال 1336 یعنی 52 سال قبل ایشان را می شناسم .آقای هاشمی از اصلی ترین افراد نهضت در دوران مبارزات بود.از مبارزین جدی و پیگیر قبل از انقلاب بود. بعد از پیروزی از موثرین شخصیت های جمهوری اسلامی در کنار امام بود . بعد از رحلت امام هم در کنار رهبری تا امروز. این مرد بارها تا مرز شهادت پیش رفته، قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب می کرد و به مبارزین می داد. اینها را جوان ها خوب است بدانند. بعد از انقلاب، ایشان مسئولیت های زیادی داشت، هشت سال رئیس جمهور بود، قبلش رئیس مجلس بود. بعد مسئولیت های دیگری داشت. در طول این مدت، هیچ موردی را سراغ نداریم که ایشان برای خودش از انقلاب، یک اندوخته ای درست کرده باشد . اینها یک حقایقی ست، اینها را باید دانست. در حساسترین مقاطع، ایشان در خدمت انقلاب ونظام بوده. من البته در موارد متعددی با آقای هاشمی اختلاف نظر داریم که طبیعی هم هست ولی مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگری فکر کنند..."
.


گفتيد بهشتي مظلوم بود و حتي خواص هم عليه او بودند و با او دشمني مي‌كردند، گرچه من هم از مظلوميت بهشتي بسيار شنيده‌ام و گرچه سن خودم قد نمي‌دهد، چون آن موقع خردسال بودم، ولي بارها از پدرم شنيدم كه پدرم و دايي شهيدم مي‌گفتند برخي با بهشتي كه يار واقعي امام است بد تا مي‌كنند. پدر من يك ادم معمولي بود، يك جوان و دايي من هم كه بعدتر شهيد شد، يك نوجوان روستايي بود. منظورم اين
است كه خيلي هم تند نرويد! گرچه شبهه فرافكني‌‌هاي دشمنان بهشتي را بين خوبان هم مظلوم كرده بود، ولي بسيار بودند خوبان و حتي‌تر افراد معمولي كه مي‌دانستند اين دشمني‌ها، دشمني است و بهشتي يار و دوست‌دار امام خميني است و به امام و انقلاب وفادار است.
به جا گفتيد و حتي از رهبري هم نقل كرديد كه هاشمي هيچ اندوخته‌اي براي خويش نداشته است؛ ولي مگر كسي مدعي است او اندوخته‌اي داشته؟ همگان و هميشه از ثروت كلان هاشمي پيش از انقلاب و پس از آن و از باغات پسته و ثروت ارث رسيده‌ي او سخن رانده‌اند و كسي او را متهم به دزدي و اندوختن مال نكرده است. ولي در كنار هاشمي، مهدي هاشمي را هم مي‌بينيم كه به چه جرم‌هاي بزرگي، چه مالي و چه امنيتي هم‌اكنون در زندان جمهوري اسلامي است و قوه‌ي به حق و انقلابي و بصير همين نظام جمهوري اسلامي و زير نظر رهبري كه شما از اين‌ها دم مي‌زنيد، او را به اين همه سال زندان محكوم كرده و حكم داده، نه اين كه متهم باشد و هنوز در حال بررسي!
و نيز فائزه هاشمي را مي‌بينيم كه علنا گفت ما هدفمان براندازي نظام بود و از بين بردن رهبري! و فيلم اين سخنان او موجود است و همه جا پخش شده!
حرف سر اين است كه هاشمي گرچه خوبي‌هاي فراوان داشت، ولي مديريت بچه‌هايش را نداشت و آنها از پدرشان و موقعيت و مقام او سوئ استفاده كردند و به او جفا كردند و هاشمي هم انگار نه انگار! هيچ گاه آن‌ها را نراند و يا موضعي نگرفت و يا نگفت اين حرف‌هاي آن‌ها با من بي‌ربط است! و اين است مشكل! همانند منتظري مرحوم كه امام فرمود گرچه خودش خوب است، وليكن ساده‌لوح است و اطرافيانش مي‌توانند او را تغيير داده و بچرخانند! و از همين رو امام او را از مقامش خلع نمود. (از امام كه دم مي‌زنيد، لطفا همه رفتارهاي امام را ببينيد!)
نقل قول کردن
-7 #9 قمامین 1395-11-03 15:24
به نقل از قم:
اوایل دهه شصت که غائله ی منافقین و بنی صدر به اوج رسیده و فضای کشور را کاملا آلوده و مسموم ساخته بود، هر روز شایعات جدیدی ساخته، پرداخته و پخش می شد. چون در راس روحانیت متعهد و انقلابی، شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی قرار داشت، بنابراین نوک پیکان این شایعات در مرحله نخست، علیه بهشتی نشانه می رفت و...

بهشتی آدم خیلی خوبی بود پس: درود بر رفسنجانی!!!
نقل قول کردن
+7 #8 سلام بر روحانیت انقلابی و مبارزقم 1395-11-03 13:51
اوایل دهه شصت که غائله ی منافقین و بنی صدر به اوج رسیده و فضای کشور را کاملا آلوده و مسموم ساخته بود، هر روز شایعات جدیدی ساخته، پرداخته و پخش می شد. چون در راس روحانیت متعهد و انقلابی، شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی قرار داشت، بنابراین نوک پیکان این شایعات در مرحله نخست، علیه بهشتی نشانه می رفت و مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی در مرحله دوم این هتاکی ها بود. به تشنج کشیده شدن جلسه سخنرانی ایشان در دانشگاه تبریز در روز 26/1/1359 توسط هواداران منافقین و حزب توده ای ها، تنها یک نمونه از این مسائل است. گاهی می گفتند: بهشتی، فئودال زاده و سرمایه دار است. گاهی می گفتند: بهشتی در شمال تهران، منزلی دارد که فاصله درب ورودی آن با ساختمان به بیست دقیقه پیاده روی نیاز دارد. حتی بسیاری از متدینین، این حرف ها را تکرار می کردند و از بهشتی مظلوم، اعلان انزجار می نمودند. یک روز شایع کردند: همسر بهشتی، آلمانی است و فارسی بلد نیست صحبت بکند و بچه هایش نیز همین طور. این شایعه در جبهه ها میان رزمندگان هم کارساز شده بود و حتی فرماندهان جبهه ها را نسبت به وی بدبین ساخته بود. بهشتی مظلوم، طی سفری به جبهه ها مجبور شد همسرش را نیز با خود به اهواز بیاورد تا او در میان رزمندگان، سخنرانی کند و آنها از نزدیک مشاهده نمایند که همسر بهشتی، آلمانی نیست و فارسی هم خوب بلد است. همسرش چند جلسه در "زینبیه اهواز" برای خانم ها صحبت کرد، ولی تاثیر چندانی نداشت، چرا که آن دو هنوز به تهران نرسیده بودند که شایعه دیگری بر شایعات قبلی افزوده شد و گفتند: این خانم، همسر بهشتی نبود و فرد دیگری را آوردند به جای او صحبت کرد. تاسف بار این که تعداد زیادی از روحانیون ساده اندیش، بازی این شیطنت ها را خورده و به جمع مخالفان بهشتی پیوسته بودند. فضا را به قدری آلوده و مسموم ساختند که امام خمینی (ره) با آن همه عظمت و قدرتش نمی توانست از او حتی با کنایه و اشاره دفاع بکند. تعریف و تمجیدهای امام از بهشتی، مربوط به بعد از شهادت اوست. وقتی مرحوم آیت الله طالقانی به رحمت خدا رفت، شایع کردند بهشتی او را مسموم ساخته، می گفتند: چون بهشتی در سر هوای ریاست و ادعای رهبری بعد از امام را دارد، بنابراین وجود طالقانی، مانع بزرگی برای این کار بود. این را به اصطلاح، دلیل دیگری بر انحصارطلبی های بهشتی برای مردم القا می کردند. در تشییع جنازه مرحوم آیت الله طالقانی، انبوهی از مردم در تهران شعار می دادند :"بهشتی، بهشتی، طالقانی را تو کشتی" و مردم شهرها و استان های دیگر نیز از تهرانی ها تبعیت کردند. هیچ کس نمی توانست حریف این فضای آلوده باشد. همه مات و مبهوت مانده و خود را به دست تقدیر و سرنوشت سپرده بودند. متدینین و انقلابیون آگاه به مسائل، فقط خون دل می خوردند. در این میان تنها چیزی که فضا را ناگهان دگرگون ساخت، خون بهشتی مظلوم بود که در هفتم تیر 1360 در دفتر مرکزی حزب جمهوری بر زمین ریخته شد. دقیقا از همان لحظه، آلودگی ها از فضای کشور کنار رفت. مردم به حقایق دست یافتند و خط اصیل انقلاب و امام دوباره به جامعه بازگشت و حاکمیت را بر عهده گرفت. البته شهید مظلوم بهشتی تنها پس از یکی دو سال، تحمل در نهایت، با شهادت خویش از این همه، رها و پاک شد، اما هاشمی ماند و 37 سال همان افتراها وتهمت ها را در سطح گسترده وعمیق شنید و تحمل کرد. در اوائل پیروزی انقلاب، منافقین خلق، فداییان خلق، توده ای ها، بنی صدری ها، و... علاوه بر بهشتی، به هاشمی نیز هتاکی می کردند.
رهبر معظم انقلاب در ضمن خطبه های نماز جمعه مورخه 29/3/1388 بخصوص از هاشمی دفاع کرده و فرمودند: "...من از سال 1336 یعنی 52 سال قبل ایشان را می شناسم .آقای هاشمی از اصلی ترین افراد نهضت در دوران مبارزات بود.از مبارزین جدی و پیگیر قبل از انقلاب بود. بعد از پیروزی از موثرین شخصیت های جمهوری اسلامی در کنار امام بود . بعد از رحلت امام هم در کنار رهبری تا امروز. این مرد بارها تا مرز شهادت پیش رفته، قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب می کرد و به مبارزین می داد. اینها را جوان ها خوب است بدانند. بعد از انقلاب، ایشان مسئولیت های زیادی داشت، هشت سال رئیس جمهور بود، قبلش رئیس مجلس بود. بعد مسئولیت های دیگری داشت. در طول این مدت، هیچ موردی را سراغ نداریم که ایشان برای خودش از انقلاب، یک اندوخته ای درست کرده باشد . اینها یک حقایقی ست، اینها را باید دانست. در حساسترین مقاطع، ایشان در خدمت انقلاب ونظام بوده. من البته در موارد متعددی با آقای هاشمی اختلاف نظر داریم که طبیعی هم هست ولی مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگری فکر کنند..."
شخصیت آقای هاشمی بعد از رهبر معظم انقلاب، مورد احترام و اعتماد اکثر گروه های وفادار به نظام اسلامی و علمای اعلام و مراجع عظام تقلید در قم، نجف، مشهد، اصفهان و جاهای دیگر بوده. بارها دیده شد که شخصیت های بزرگواری مثل حضرت آیت الله جوادی آملی در میهمانی ها نماز را به ایشان اقتدا کردند. در سالن اجتماعات دارالشفای قم، همه طلاب، فضلا و اعاظم، شاهد بودند که حضرت آیت الله جوادی آملی در پای بحث های تفسیری آقای هاشمی نشستند و خود را مشتاق به شنیدن مبانی تفسیری ایشان دانستند و قبل از آن هم وقتی برای اهدای جوایز به روی سن دعوت شدند، هر گز حاضر نشدند جلوتر از آقای هاشمی به روی سن تشریف ببرند و آقای هاشمی را مقدم بر خود داشتند. هاشمی، فرزند خلف حوزه و افتخار روحانیت اصیل وانقلابی، یکی از مهم ترین خاکریزهای مقاومت در برابر دشمنان نظام، اسلام، انقلاب و روحانیت به شمار می رفت ولی به فرمایش امام خمینی: « بدخواهان بدانند هاشمی، زنده است چون نهضت، زنده است.» حسودان بدانند به فرموده رهبری: "هیچ کس برای ایشان مثل هاشمی نمی شود". او پایدار ، استوار و وفادار به انقلاب و رهبری باقی ماند. او شخصیت مفسری بود که در دوران ستمشاهی با صداقت و خلوص، قرآن را در پشت میله های سرد زندان به تفسیر نشست. رحمت خدا بر او باد.
نقل قول کردن
+10 #7 قمسپیده 1395-11-02 16:15
سلام. شما که در کامنت 1 اسم مرحوم آقای هاشمی، شناسنامه و استوانه ی انقلاب و یار صدیق امام خمینی (ره) را به عنوان فتنه گر، ذکر کرده اید لطفا فقط به این سوال من پاسخ دهید که: اگر آیت الله هاشمی رفسنجانی، فتنه گر و ضد انقلاب بود پس چرا این ضد انقلاب را در کنار رهبر کبیر انقلاب اسلامی، به خاک سپردند؟ چرا وزارت محترم اطلاعات، اجازه ی چنین کاری را داد؟ اگر فتنه گر بود پس چرا مقام معظم رهبری با خاکسپاری یک فتنه گر در حرم مطهر امام راحل، مخالفتی نکرد؟

***** پاسخ *****

سلام
ببخشید که سؤالتون رو با سؤال جواب می‌دم:

۱. فضیلت حرم امام بیش‌تره یا حرم حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها؟
۲. اگر در انحراف آقای هاشمی شک داشته باشید، در انحراف آقای منتظری که شک ندارید؟ (چه فتنه‌گری اول که امام خمینی خاموشش کرد و چه فتنه‌گری دوم که امام خامنه‌ای خاموشش کرد)
۳. آیا دستور یا اجازه‌ی دفن آقای منتظری در حرم حضرت معصومه از طرف امام خامنه‌ای نشون می‌ده او هیچ انحرافی نداشت؟!

سؤال دیگه:
۱. فضیلت حرم پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و آله بالاتره یا حرم امام خمینی (ره)؟
۲. انحراف و فتنه‌ای بالاتر از انحراف و فتنه‌ی غصب خلافت رسول خدا و فتنه‌گری بالاتر از خلیفه‌ی اول سراغ دارید؟!
۳. این‌که امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام از سر ناچاری اجازه داد ابوبکر رو در کنار پیکر پاک پیامبر دفن کنند، نشون می‌ده او آدم خوبی بوده؟!

محل دفن یک امر اعتباریه و دلالتی بر امور حقیقی نداره!
نقل قول کردن
+7 #6 خلخالداود 1395-10-25 11:59
شما هم لطف کن یک آیه ی قرآن در حمایت از احمدی نژاد بیار که 8 سال، این مملکت رو بیچاره کرد و از همه مهمتر، دین و اخلاق مردم رو نشانه گرفت. البته شما آخوندها زرنگ و کلاهبردار هستید و خوب می بافید و سرهم می کنید و به ملت تحویل می دهید چون اهل سفسطه و تفلسف هستید. مطمئن هستم یک آیه پیدا می کنید و الکی ربطش می دهید به 9 دی. عزیزم 9 دی هیچی نبود جز کشاندن ملت به خیابانها برای آرام کردن اونی که دلش خیلی ترسیده بود. می خواستند دلش قرص شود

***** پاسخ *****

آیات زیادی هست که به خوبی منطبق بر کارهای خوب احمدی‌نژاد است. اما اگر کسی اهل قرآن و حدیث نباشد، بیان آیات و روایات برایش، آب در هاون کوبیدن است!

از این‌که حرف دلتان را زدید و زحمت پاسخ دادن را از دوش من برداشتید، خیلی ممنونم! منظورم زاویه داشتن شما با اصل روحانیت و ولایت است. با کسی که روحانیت و ولایت فقیه را قبول ندارد، نباید درباره‌ی فتنه‌ی ۸۸ و حماسه‌ی ۹ دی حرف زد؛ برای گفت‌وگو با چنین کسی باید چند گام عقب‌تر رفت و درباره‌ی «حقانیت اسلام و تشیع» و «جاودانگی و خاتمیت اسلام» و «ماهیت حکومت اسلامی و ولایت فقیه» صحبت کرد. اگر در این مباحث نتایج خوبی به دست آمد، آن وقت نوبت مباحث دیگر می‌شود.
نقل قول کردن
+9 #5 خلخالعلیرضا 1395-10-24 16:34
تعجب می کنم چطور شده شما در جواب کامنت داود از خلخال، اسم سید حسن خمینی یادگار گرانقدر امام رو اضافه نکردی. اسم ایشون رو هم بیار چون عقده و کینه ی اصلی افراد سرسپرده به حلقه ی جلالی - رئیس دفتر مصباح یزدی - متوجه نور چشم ملت مسلمان ایران، حاج سید حسن خمینی هستش. وجود افرادی مثل شما در شهر مقدس قم که عشاق سینه چاک جبهه ی پایداری هستید باعث شد پیکر پاک آقای هاشمی بجای قم در تهران، به خاک سپرده شود. مطمئن باشید افرادی مثل شما که طرفدار یک حزب منحرف هستید همان هایی بودند که از شبستان حرم مطهر حضرت معصومه به سمت آقای دکتر علی لاریجانی، مهر و کفش پرتاب می کردند. البته سعادت مضاعف، نصیب آقای هاشمی شد چرا که اولا داخل ضریح منور امام خمینی آرام گرفت و دقیقا در جوار امام و رهبرش آرمید، ثانیا مردم حزب اللهی و همیشه در صحنه ی قم با حضور دشمن شکن و تاریخی خود در مراسم ترحیم و بزرگداشتی که از سوی دبیرخانه ی مجلس خبرگان رهبری مستقر در قم و جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه ی قم بطور مشترک برگزار شده بود، پاسخ دندان شکنی به مصباح و طرفدارانش و تمام یاوه گویان دادند.

***** پاسخ *****

۱. تولی و تبری یک تکلیف دینیه و ما نسبت به اون‌ها مثل نماز و روزه، مورد بازخواست و مؤاخذه قرار خواهیم گرفت؛ بنابراین باید تمام دقت خود رو در انجام دقیق این دو تکلیف دینی به کار ببندیم. نمی‌شه فلّه‌ای کار کرد برادر! آقای حسن خمینی در فتنه‌ی ۸۸ هرچند حرکتی قابل مدح و ستایش نداشت، ولی کاری درخور سرزنش و تقبیح هم نکرد؛ پس چرا من باید اونو با موسوی و کروبی و دیگر سران فتنه یک‌کاسه کنم؟!

۲. درباره‌ی علت خاک‌سپاری آقای هاشمی در حرم امام به جای قم، اشتباه می‌کنید. اگه آقای هاشمی رو در حرم دفن می‌کردند، مثل آقای منتظری از دستشون می‌رفت و دیگه نمی‌تونستند برای اهداف سیاسی خودشون امام‌زاده‌ش کنند! زیرکی به خرج دادند و اشتباهی رو که درباره‌ی آقای منتظری کردند، درباره‌ی آقای هاشمی تکرار نکردند. به همین دلیل آقای هاشمی رو علی‌رغم تمایل خودش تو قم دفن نکردند و جایی دفن کردند که در مواقع لزوم آسون‌تر بتونند ازش بهره‌برداری کنند!

مگه آقای منتظری رو که در قم دفن کردند، عشاق سینه‌چاک جبهه‌ی پایداری ـ که بنده رو هم بی‌حساب به اون‌ها می‌بندید ـ چی کار کردند که شما خیال می‌کنید آقای هاشمی رو از ترس اون‌ها در قم دفن نکردند؟!

۳. گفتید من طرفدار یک حزب منحرف هستم. لابد منظورتون جبهه‌ی پایداریه. لطفاً ابتدا عضویت بنده در این حزب یا طرفداری جناحی بنده از این حزب رو اثبات کنید؛ بعد منحرف بودن این جبهه رو اثبات کنید. در فضای علمی حرف بی‌حساب ارزشی نداره!

۴. همه می‌دونند که پرتاب مهر به آقای لاریجانی هنگام سخنرانی در حرم ربطی به جبهه‌ی پایداری نداره. این یک سخن دروغ برای تخریب این مجموعه است. هر حرف بی‌حسابی رو باور نکنید!

۵. یکی از دلایل مهم حضور گسترده‌ی حزب الله و امت ولایی در تشییع پیکر آقای هاشمی برای این بود که اجازه ندن منافقان ایشون رو به نفع خودشون مصادره کنند و به بهانه‌ی تشییع کم‌رنگ، دشمن نتونه آقای هاشمی رو جدا شده از نظام بدونه و به این ترتیب بتونه ازش به نفع خودش سوءاستفاده کنه. اگه به پیام‌های حزب‌اللهی‌ها برای تشویق مردم به شرکت در تشییع جنازه دقت می‌کردید، متوجه این هدف مقدس و فراجناحی می‌شدید.
نقل قول کردن
+8 #4 قمسپیده 1395-10-23 23:51
بدخواهان بدانند مردان بزرگ تاریخ همیشه زنده اند هاشمی زنده است چون نهضت زنده است. امام خمینی قدس الله نفسه الزکیه
نقل قول کردن
+8 #3 ملایردلارام 1395-10-21 18:27
شما گفتین مگه مملکت قانون نداره ، داشتنش که باید
داشته باشه. ولی نمیدونم این قانون فقط وقتی به نفعشون
باشه میشه قانون ، دقیقا روز یکشنبه ساعت دوازده شبکه
مستند ،یه مستند درمورد انقلاب پخش شد ، که دقیقا همون
افرادی که توی تظاهرات بودن از کارهاشون صحبت میکردن
طبق گفته خودشون حتی شیشه مغازه هاروهم خورد میکردن
نظرتون درمورد این چیه ؟؟؟چون (انقلاب اسلامی)بوده
اشکالی نداره ؟؟؟یا اینجاهم باید قانون باشه ؟؟واقعا شما
اسم این کارها رو میذارین انقلاب اسلامی ؟؟؟از کاراشون
که بگذریم باید وضع مردمم درنظر بگیریم مردم انقلاب کردن
وضع خوب مملکتو بهتر کنن بدتر شد ، شما ازکجا میدونین
شاید اگه آقای موسوی رئیس جمهور میشد وضع ایران اینجوری
نبود ، نه این که بیان کسی که میخوانو با کلی کلک رئیس جمهور
کنن که دیگه اگه صدتا رئیس جمهور خوب هم بیا نتونن ایرانو به وضع قبلش برگردونن

***** پاسخ *****

حکومت در سال ۸۸، جمهوری (مبتنی بر آرای ملت) و اسلامی (مبتنی بر قوانین اسلامی) است؛ بنابراین قانونش لازم الاتباع است و اگر اعتراضی هست، باید در چارچوب قانون باشد؛ اما در زمان انقلاب، حکومت نه از نظر فرم و نه از نظر محتوا اعتبار نداشت (فرمش دیکتاتوری و محتوایش غیراسلامی بود)؛ بنابراین قانونش هم بی‌اعتبار و بی‌احترام بود.

هم‌چنین در تظاهرات انقلاب اسلامی، اعتراض و تعرض مردم به اموال دولتی و حکومتی (ادارات و بانک‌ها و مراکز فساد) بود که سودشان مستقیم به شکم درباریان و حامیان خارجی (انگلیس و آمریکا) روانه می‌شد، نه اموال هم‌وطنان خود؛ درحالی‌که همین اموال دولتی و حکومتی در نظام اسلامی بیت المال است و اموال عمومی به حساب می‌آید و تعرض به آن‌ها تجاوز به حقوق ملت است؛ چون سود این اموال عاید خود مردم است.

با همه‌ی این‌ها، ممکن است در جریان تظاهرات‌های انقلاب هم کسی یا کسانی یافت می‌شدند که به بهانه‌ی تظاهرات، به دزدی و غارت اموال هم‌وطنان می‌پرداختند. حساب چنین افراد بی‌دین رو باید از حساب انقلابی‌های مؤمن جدا کرد.

گفتید: «مردم انقلاب کردن که وضع خوب مملکت رو بهتر کنن»، به نظر شما وضع مملکت قبل از انقلاب خوب بود؟! این حرفتون از روی مطالعه و آگاهیه یا این‌که صرفاً خواستید از اوضاع جاری مملکت شکایتی کرده باشید؟!

گفتید: «شاید اگه آقای موسوی رئیس جمهور می‌شد، وضع ایران این‌جوری نبود»، آقای موسوی یک عروسک خیمه‌شب‌بازی در دست کارگردانان انقلاب مخملین بود که سودای براندازی نرم جمهوری اسلامی رو در سر داشتند. اصلاً شما از انقلاب مخملین و ابعاد وسیعش چیزی می‌دونید؟ خوبه انقلاب نارنجی اوکراین رو هم که یک نمونه‌ی موفق انقلاب مخملین آمریکایی بود، مطالعه کنید.

گفتید:‌«بیان کسی که می‌خوانو با کلی کلک رئیس جمهور کنن»، منظورتون از کسانی که بیان این کارها رو بکنن، چیه؟ کی بیاد این کارو بکنه؟ خود مردم؟ رهبر؟ روحانیت؟ کی؟! آیا شما ادعای احمقانه‌ی تقلب رو باور کردید؟! خود کسانی که این ادعا رو مطرح کردند، به دروغ بودن حرفشون اعتراف کردند! کافیه برگردید و نگاهی گذرا به مطالب روزنامه‌های راست و چپ اون روزها بندازید!
نقل قول کردن
+9 #2 ملایردلارام 1395-10-18 17:00
شما که گفتین این آقا باید یه آیه قرآن پیدا کنه که بتونه
از آقای موسوی دفاع کنه ، خودتون مطمئن هستین آیاتی
که ازش صحبت کردین مربوط به دی هشتادو هشت میشه
یا میشه معادل سازی کرد؟؟؟؟؟البته این که میگن اون افرادی
که روز عاشورا ریختن بیرون و حرمت روز عاشورا رو شکستن
، تنها اشتباهشون همین بود که اون روز این کارو کردن
اونا دنبال یه شلوغی بودن که همه مردم بفهمن حرفشون چیه
وگرنه میتونستن روزای دیگه مثله ۲۲بهمن هم این کارو بکنن
که در اینصورت هم ضد انقلاب معرفی میشدن ، سران مملکت
ما فقط دنبال یه راهی هستن که صدای مردمو خفه کنن حالا
با هر حیله ای که شده

***** پاسخ *****

ما هیچ آیه‌ای نداریم که موضوع اصلیش، حوادث تلخ و شیرین سال ۸۸ باشه؛ همون‌طور که هیچ آیه‌ای نداریم که موضوع اصلیش، خندوانه یا برجام باشه!

قرآن کتاب تاریخ نیست که حوادث رو با جزئیاتش بیان کنه. قرآن کتاب قانونه که قوانین و قواعد زندگی رو بیان می‌کنه. قانون و قاعده هم همیشه کلی و عامه که فردی آگاه و خبره می‌خواد که این قوانین و قواعد کلی و عام رو بر حوادث جزئی و خاص تطبیق بده.

با این حساب، می‌شه درباره‌ی خندوانه و برجام و همه‌ی حوادث ریز و درشت دیگه آیه و حدیث داشت. من در این نوشته، چند آیه‌ی کلی و عام قرآن رو بر حوادث تلخ و شیرین ۸۸ تطبیق کردم. شما اگه فکر می‌کنید همه یا بخشی از این تطبیق اشکال داره، دقیق و علمی بیان کنید. همچنین اگه فکر می‌کنید آیه یا آیاتی از قرآن بر ممدوح و پسندیده بودن کار فتنه‌گران دلالت داره، بیان کنید تا ما هم بدانیم!

برای قضاوت درباره‌ی رفتار فتنه‌گران توصیه می‌کنم برگردید و وقایع اون روزها رو دوباره مرور کنید. کتاب‌های زیادی در این باره نوشته شده. برای نمونه، کتاب «روزهای انتخابات، مروری بر انتخابات دهم ریاست جمهوری، محمدجعفر محمدزاده، انتشارات روزنامه‌ی ایران» رو معرفی می‌کنم.

آشوب‌گران از روزها قبل از اعلام نتایج انتخابات کارشون رو شروع کرده بودند و با انواع قانون‌شکنی‌ها حرف‌هاشونو زده بودند؛ حرف‌ها و کارهایی که صریحاً با اسلام و انقلاب تقابل و ضدّیّت داشت. چیزی که باعث شد خشم مردم ولایی برانگیخته بشه و باعث بشه یک‌باره با حضور حماسی خودشون در نه دی، طومار فتنه و آشوب رو درهم بپیچند، بی‌توجهی فتنه‌گران به حرمت روز عاشورا و عزاداری حسینی بود. روز عاشورا رسید و اون‌ها با بی‌توجهی کامل به حرمت این روز، به شعارهای بی‌خردانه و حرکات و رفتارهای جلف و بی‌مغز خود که در روزهای گذشته به نمایش گذاشته بودند، به شکلی شدیدتر و زننده‌تر ادامه دادند. شما اسم این کار رو می‌گذارید «تنها اشتباه در انتخاب زمان برای اعلام مخالفت»؟!

گذشته از این، مگه مملکت قانون نداره؟! چرا باید برای اعلام مخالفت خود، دست به آشوب و شلوغی زد؟! این حرکت با ارزش‌های انسانی سازگاره یا با قانون جنگل و حیات وحش؟! مگه راه و روش اعلام مخالفت در قانون پیش‌بینی نشده؟! چرا موسوی و کروبی و خاتمی و هاشمی راه قانونی رو نادیده گرفتند و از راه‌های غیرقانونی اعلام مخالفت کردند؟! این کار چه معنایی جز فتنه‌گری و توطئه‌ی براندازی داره؟!

گفتید: «سران مملکت ما فقط دنبال یه راهی هستن که صدای مردمو خفه کنن حالا با هر حیله ای که شده»
جمعیت چند میلیونی که حماسه‌ی نه دی رو آفریدند، «مردم» نبودند؟! فقط عده‌ی اندک آشوب‌گران «مردم» بودند؟! صدای شیطان رو که از حلقوم آشوب‌گران بلند شده بود، «مردم» خفه کردند یا سران مملکت؟! اگه «مردم» با سران مملکت همراه نبودند، آیا اصلاً خاموش کردن چنین فتنه‌ی عظیمی امکان داشت؟!
نقل قول کردن
+10 #1 خلخالداود 1395-10-09 12:08
راهپیمایی ریاکارانه ی ساندیس خورهای کارمند و جیره بگیران دولت محمود... (حرف زشت سانسور شده)، هیچ ربطی به آیات نورانی قرآن کریم ندارد. بدون تردید، مقام ریاست جمهوری در آن سال، زیبنده ی جناب آقای مهندس میرحسین موسوی - حفظه الله - نخست وزیر محبوب امام راحل (ره) بود. و من الله التوفیق

***** پاسخ *****

من نه کارمندم و نه جیره‌بگیر دولت. در راهپیمایی ۹ دی سال ۸۸ هم ساندیس ندیدم و نخوردم. در حد توانم هم سعی کردم نیتم خالص باشه و ریا نداشته باشم.

آقای موسوی بیش‌تر از این‌که خائن و فتنه‌گر باشه، گول‌خورده و مفتون بود. همه‌ی کسانی که در اون ماجرا گول خوردند، متوجه اشتباهشون شدند و هشیار شدند و از راه غلط برگشتند؛ البته به جز چند نفر معدود از جمله خود موسوی و کروبی و خاتمی و هاشمی و جناب‌عالی!

شما که ربط داشتن و نداشتن وقایع رو به قرآن خوب می‌فهمید، خیلی دوست دارم چند آیه از قرآن بیارید که با تکیه به اون بتونید از فتنه و موسوی دفاع کنید! یک آیه هم بیارید کافیه!!
نقل قول کردن

نظر شما چیست؟!


خاطره (تصادفی)

اِنَّ اللهَ علی کُلّ شیءٍ قدیر

با نام خدا

(1389) تابستان امسال مطلبي را از يكي از آشنايان شنيدم كه خيلي برايم جالب بود. قضيه از اين قرار بود كه من چيزي را گم كرده بودم و دنبالش مي‌گشتم. آن شخص كه يكي از فاميل‌هاي من بود گفت: هر وقت چيزي را گم كردي، اين آيه را بخوان بي‌بروبرگرد پيدا مي‌كني (اِنّ اللهَ علي كلِ شيءٍ قدير).

من با این‌که سند معتبری برای این مطلب نیافته‌ام (در واقع هیچ جست‌وجویی نکرده‌ام) اما از وقتي كه اين نكته را شنيدم تا الآن كه اين خاطره را مي‌نويسم (اسفند 1389) ده‌ها بار گم‌شده‌هاي خود را با اين آيه پيدا كرده‌ام. يك بار نبوده كه به نتيجه نرسم. شما هم مي‌توانيد امتحان كنيد.

پرسش و پاسخ (تصادفی)

آیا می‌توان به دشمنان اسلام فحش و دشنام داد؟

پرسش:

آیا می‌توان به دشمنان اسلام ناسزا گفت و دشنام داد؟ برخی می‌گویند می‌شود و به استناد چند آیه و حدیث به هر کسی که با آن‌ها مخالف است توهین می‌کنند و فحش رکیک می‌دهند.

پاسخ:

فحش و ناسزا با لعن و نفرین دو تفاوت مهم دارد:

۱. فحش و ناسزا برای اغراض نفسانی مثل خنک شدن دل و زجر دادن طرف مقابل به‌کار برده می‌شود؛ اما لعن با اهدافی عقلانی مثل شناساندن حق و باطل و اعلام برائت از دشمنان خدا انجام می‌گیرد.

۲. دشنام و ناسزا اغلب با الفاظی زشت و رکیک و بی‌ادبانه صورت می‌گیرد؛ اما لعن و نفرین با الفاظ سنگین و اعلام کننده‌ی نفرت و بیزاری بدون آلودگی به زشتی و بی‌ادبی انجام می‌شود.

لعن در قرآن در موارد متعددی به کار رفته است؛ مانند لعن شیطان و دشمنان خدا و دشمنان اولیای خدا؛ اما دشنام و ناسزا نه‌تنها هرگز به کار نرفته است، بلکه از دشنام به مشرکان و دشمنان خدا نیز نهی شده است:

ادامه مطلب...
ما 23 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا

1117708
امروز746
دیروز1002
این هفته2468
این ماه24155
مجموع1117708

سلام!

سلام. از بازدیدتان از وب‌سایت محقّر بنده ممنونم!

این وب‌سایت یک سایت جامع و پرمحتوا نیست؛ بلکه یک پل ارتباطی بین من و مخاطبان عزیز به‌منظور دسترسی آسان و دائمی به بنده است. هرچند تلاش می‌کنم گه‌گاه مطالب ارزنده و مفید منتشر کنم ولی فقط در حدی که فرصت داشته باشم و به امر تحصیل و فعالیت علمی‌ام لطمه نزند.

اگر درباره‌ی نوشته‌هایم نظری داشتید، خوشحال می‌شوم نظرتان را در ذیل همان مطلب بیان کنید.

هرگونه نظر و انتقاد و پیشنهاد دیگری اگر داشتید، در بخش «تماس با من» مطرح کنید.

اگر مسأله‌ای هم بود که به نظرتان رسید من می‌توانم در پاسخ‌گویی و راهنمایی به شما کمکی بکنم، در بخش «پرسش و پاسخ» مطرح نمایید.

از خدا برای شما و خودم، آرزوی جسمی سالم، فکری بلند، ایمانی استوار، دلی مَحرم و عاشق، روحی باتقوا، روحیه‌ای پرانگیزه و بانشاط دارم. یا علی!