کانال سایت در پیام‌رسان سروش

سروش @hshadir

پرسش

من يه دختر 17 ساله هستم. يک ماهه که تغيير مسير داده‌ام و مي‌خوام يکي از بنده‌هاي خوب خدا باشم ولي گذشته‌م نااميدم مي‌کنه. احساس مي‌کنم هيچ‌وقت بخشيده نخواهم شد و انگار جزء اشقيا هستم.

من دختر خوبي بودم. هيچ مشکلي نداشتم؛ ولي به دليل کم‌بود محبت دچار انحراف اخلاقي شدم و تا جاهاي خيلي بدي پيش رفتم (برقراري رابطه‌ي جنسي با جنس مخالف). ولي حالا مدتي است که دلم مي‌خواد همون آدم قبلي بشم.

پدر و مادر من هردو تحصيل کرده هستن. صبح تا شب مادرم به مطب مي‌ره و پدرم به دانشگاه. پدرم بعد از اول راهنمايي ديگه بهم توجهي نمي‌کرد. فقط در حد سلام و خداحافظي با من حرف مي‌زد. من دختر بدي نبودم. همه‌ش به خاطر دوستمه. درسته که خودمم مقصر هستم ولي اون اين چيزا رو به من ياد داد. نمي‌دونستم با چه عفريته‌اي دارم دوستي مي‌کنم. منو با خودش مي‌برد سر قرارش با آدماي کثيف.

انحراف من از چت کردن شروع شد. اولين گناه من نتيجه‌ي اولين چت من بود. ديگه خسته شدم. به اين نتيجه رسيدم که گناه و بي‌عفتي عاقبتي جز پشيموني و بدبختي نداره. لطفاً کمکم کنيد. من جواب همسر و فرزندان آينده‌مو چي بدم؟! مي‌خوام برگردم به حالت عصمت و پاکي چند سال پيشم، مي‌شه؟ يا ننگ اين گناه تا ابد بر پيشاني من خواهد بود؟!

پاسخ

يک حديث زيبا:

دوست‌داشتني‌ترين موجود پيش خدا، مؤمن گنهکاري است که از گناه خود توبه کرده است. (بحارالانوار)

در اين شرايط، اميد داشتن به لطف خدا مهم‌ترين عامل براي حل مشکل است. ابليس ملعون که از لحظه‌ي تولد، برايتان نقشه مي‌کشيده است و موفق شده شما را تا اين حد منحرف کند، هرگز به اين مقدار راضي نيست و مهم‌ترين دغدغه‌اش براي ادامه‌ي انحراف شما، نااميد کردنتان است. کوچک‌ترين روزنه‌ي اميد در دل شما بزرگ‌ترين مانع براي ادامه‌ي کار او است. او به‌خوبي مي‌داند که اگر شما از اصلاح و برگشت نااميد شويد، ديگر کارتان تمام است. نااميدي شما بهترين زمينه براي ادامه‌ي فعاليت آن ملعون است. پس به لطف خدا اميدوار باشيد و با اين کار دست در دست خدا بگذاريد و محکم بزنيد توي دهن ابليس (من و ساقي به هم سازيم و بنيانش براندازيم).

شما نياز به تولدي دوباره داريد. اشتباه‌هاي خيلي بزرگي مرتکب شده‌ايد که تولد دوباره‌تان را خيلي سخت مي‌کند، خيلي سخت! ولي مطمئن باشيد اين تولد دوباره ممکن است.

ببينيد خواهر من، همه‌ي ماجراي تلخ شما مثل يک خواب است؛ کافي است بيدار شويد و حقيقت خودتان را دريابيد. سخت است ولي شدني است. خدا شما را براي پژمردگي نيافريده است!

يعني شماي گنهکار پشيمان، مي‌توانيد در بازار معذرت‌خواهي از خدا، چنان معامله‌ي زيبايي بکنيد که از قبل هم براي خدا خواستني‌تر بشويد.

خدا چند جور بخشش دارد؛ يک جور بخشش خدا مثل بخشش ماها، اعتباري است، يعني خدا يک حقيقتي را ناديده مي‌گيرد و نسبت به آن بي‌خيال مي‌شود. مطمئن باشيد که اين بخشش خدا شامل حال شما شده است ان‌شاءالله؛ چون براي رسيدن به آن عفو و بخشش، چند کار بايد انجام داد که شما انجام داده‌ايد و انجام مي‌دهيد؛ منظورم «پشيماني» و «تصميم جدّي بر ترک گناه» و «استغفار و عذرخواهي از خدا» و «جبران گذشته» است.

اما خدا بخشش ديگري هم دارد که خيلي خاص است. بخشش خاص خدا حقيقي است؛ يعني خدا با بخشش خودش، حقيقت را عوض مي‌کند؛ درست مثل اين‌که از خواب بيدار شوي و ببيني همه‌ي چيزايي که ديدي خواب بود. مثل «ماجرای تصادف!»

البته اين بخشش خاص، واقعًا خاص است و هزينه دارد. سخت به دست مي‌آيد. هزينه‌اش خيلي زياد است؛ آن‌قدر که شيريني همه‌ي آن گناه‌ها برايتان زهرمار مي‌شود!

مطمئن باشين شما براي خدا خيلي باارزش هستيد. خدا نمي‌تواند بي‌خيال بنشيند و ببيند محبوبش دارد پژمرده مي‌شود! اين مدت که از خدا دور بوده‌ايد، خدا هميشه مشتاقانه منتظر شما بود تا به سويش برگرديد و او به شما نشان بدهد که قدرت دارد دوباره شما را شکوفا بکند، براي خودش!

رسول خدا ـ‌صلي الله عليه و آله‌ـ مي‌فرمايد: سوگند که خداوند با توبه و بازگشت بنده‌اش، از نازايي که بعد از مدت‌ها بچه‌دار مي‌شود و از گم‌کرده‌اي که بعد از مدت‌ها گم‌شده‌اش را پيدا مي‌کند و از تشنه‌اي که بعد از تشنگي شديد به آب مي‌رسد، بيش‌تر خوشحال مي‌شود.

شما احساس مي‌کنيد که مرده‌ايد و استخوان‌هايتان هم پوسيده است. از خدا مي‌پرسيم: خدايا، چه کسي مي‌تواند دوباره به اين استخوان‌هاي پوسيده حيات بدهد؟

قال من يحيي العظام و هي رميم؟ قل يحييها الذي انشأها اول مرة (يس، 78)

گفت: چه کسي مي‌تواند اين استخوان‌هاي پوسيده را زنده کند؟ بگو: کسي که آن‌ها را از هيچ پديد آورد.

خدا شما را از هيچ آفريده بود. دوباره زنده کردن، آسان‌تر است از آفرينش از عدم، چنين نيست؟!

شرط اول براي اين‌که خدا با بخشش خاصش، شما را دوباره زنده کند و مثل روزهاي قبل از گناه شويد، اين است که به قدرت نامتناهي خدا ايمان داشته باشيد و به اين باور برسيد که خدا مي‌تواند خودِ دست‌نخورده‌تان را به شما برگرداند.

متأسفانه باور غالب درباره‌ي «توبه» اين است که توبه فقط سبب مي‌شود خدا گناهان ما را ناديده بگيرد و با بي‌توجهي کريمانه‌ي خودش نسبت به گناه ما بي‌خيال شود؛ در حالي که لکه‌ي گناه تا ابد بر روح ما باقي خواهد ماند و ننگ آن تا ابد با ما همراه خواهد بود. بله توبه‌ي معمولي قدرتي فراتر از چنين بخششي ندارد؛ ولي توبه يک مفهوم مُشَکّک است. يعني مصاديق متعدد آن در عين حال که حقيقت يکسان دارند، درجات متفاوت دارند و داراي شدت و ضعف هستند. مثل نور شمع و نور خورشيد که در حقيقت نور بودن يکسان هستند ولي شدت و ضعفشان قابل مقايسه نيست.

توبه از سه عنصر اصلي تشکيل شده است:

1. پشيماني از گناه؛

2. تصميم جدي بر عدم تکرار آن؛

3. استغفار و عذرخواهي از خدا؛

اگر گناه مشتمل بر حق‌الناس (مثل غيبت و دزدي) و حق‌الله (مثل نماز و روزه‌ي قضا شده) باشد، اداي اين حقوق هم لازم است.

همان‌طور که مي‌بينيد همه‌ي اين موارد قابل شدت و ضعف است؛ يکي کم پشيمان مي‌شود، يکي خيلي زياد؛ يکي تصميم ضعيفي براي ترک گناه مي‌گيرد و يکي تصميم خيلي سفت و محکمي؛ يکي به گفتن يک «استَغفِرُ اللهَ ربي و اتوب اليه» اکتفا مي‌کند، و يکي شب تا صبح گريه و زاري مي‌کند. اين شدت و ضعف‌ها باعث ضعف و قوت توبه مي‌شود.

به همين خاطر در منابع ديني هم مشاهده مي‌شود که توبه امري سهل و آسان معرفي شده است و هم کاري صعب و دشوار.

در روايتي مي‌خوانيم: «توبه چيزي جز پشيماني از گناه نيست». (تحف العقول)

در روايتي ديگر مي‌خوانيم: «توبه عبارت است از پشيماني در دل، عذرخواهي با زبان، ترک گناه با اعضا و جوارح، و تصميم بر عدم تکرار.» (غررالحکم)

و در روايتي ديگر مي‌خوانيم: «توبه و استغفار شش معنا و مرحله دارد؛ 1. پشيماني از آن‌چه گذشته؛ 2. تصميم بر دوري از گناه براي هميشه؛ 3. اداي حق الناس‌هايي که به گردن آمده؛ 4. اداي حقوق خدا درباره‌ي همه‌ي واجبات؛ 5. آب کردن گوشت‌هايي از بدن که در ايام گناه روييده تا جايي که پوست به استخوان برسد سپس گوشت تازه برويد؛ 6. چشاندن سختي طاعات و عبادات بر بدن به اندازه‌اي که لذت گناه جبران شود.» (تحف العقول).

توبه و استغفار اکسير معجزه‌آسايي است که توانايي دارد گناه انسان را چنان محو کند که گويا تازه از مادر متولد شده و هرگز گناهي مرتکب نشده است. توبه چنين توانايي و قدرتي دارد؛ اما استفاده از اين توانايي شگفت‌انگيز بسته به همت و اراده‌ي توبه کننده دارد.

براي رسيدن به بخشش خاص خدا که لازمه‌ي توبه‌اي مستحکم و قوي است، بايد عاشق خدا شويد و براي رسيدن به خدا حاضر باشيد که ذره ذره آب شويد. بايد با همت بلند، نشان بدهيد که توان کوه کندن را داريد!

اگر شما توانستيد درجه‌ي بالايي از توبه را از خود نشان بدهيد، خدا هم با قدرت خدايي خودش ورق را برمي‌گرداند و گويا زمان به عقب برمي‌گردد و شما مثل ايام قبل از گناه مي‌شويد. شايد باور کردن اين نکته که توبه مي‌تواند حقيقت را عوض کند، برايتان سخت باشد. به همين خاطر سعي مي‌کنم اين مطلب را برايتان توضيح بدهم؛ هرچند ممکن است کمي باعث سوء تفاهم شود که ان‌شاءالله با توجه به تذکراتي که در پايان عرض مي‌کنم، چنين مشکلي پيش نمي‌آيد.

اعمال ما در مقايسه با عظمت خدا، خيلي ناچيزند، در حد هيچ! وقتي با در نظر گرفتن عظمت خدا به اعمال بنده نگاه بکني، گناه و ثواب خيلي با هم فرقي نمي‌کند. همان‌قدرکه نماز ما در مقابل عظمت خدا ناچيز است، گناه ما هم در برابر عظمت خدا حقير و ناچيز است.

اگر فقط به ذات خدا نگاه کني، مي‌بيني برايش فرقي نمي‌کند گناه کني يا ثواب، هر دوي آن‌ها حقير و ناچيزند! کسي که شب تا صبح عاشقانه عبادت مي‌کند، در ذات الهي هيچ اتفاقي نمي‌افتد، همان‌طور که اگر کسي غرق آلوده‌ترين گناه شود، در ذات پايدار خداوند هيچ اثري ندارد.

شايد شما الآن خودتان را نسبت به گذشته (قبل از گناه) خيلي متفاوت ببينيد، ولي در نظر خدا، شماي الآن با شماي گذشته تفاوت زيادي نداريد، هر دو حقير و ناچيز است. شما دختربچه‌ي ناچيز که جاي خود داريد، تمام اعمال خوب و بد همه‌ي مخلوقات در نظر خدا مساوي با هيچ است!

به همين خاطر نه پاکي و خوبي گذشته‌تان براي خدا مهم است، نه آلودگي و زشتي الآنتان! همان قدر اين، ناچيز و بي‌ارزش است که آن، ناچيز و بي‌ارزش بود.

فقط شما نيستيدها! همه‌ي آدم‌هاي خوب و بد، حتي پيامبران و اولياي الهي، همه و همه براي خدا مساوي با هيچند!

حالا با اين نگاه ببينيد چه‌قدر خنده‌دار است اين اداهاي بچه‌گانه‌ي شما! (منظورم نااميدي و حرف‌هاي مأيوسانه و احساس شقاوت است).

معذرت مي‌خواهم که اين را عرض مي‌کنم، امّا تا حالا فکر کرده‌ايد: نزديکي زن و شوهر با کارهايي که دو زناکار انجام مي‌دهند چه فرقي دارد؟ بوسيدن همسر با بوسيدن نامحرم چه فرقي دارد؟ اگر شما يک صحنه‌ي بوسه ببينيد، مي‌توانيد تشخيص بدهيد گناه است يا نه؟

درست است، هيچ فرقي ندارند. پس چرا يکي بد و گناه است ولي ديگري خوب و ثواب است؟ چه‌چيزي باعث اين تفاوت مي‌شود؟

جز اراده و خواست خدا هيچ عامل ديگري در ميان نيست. خدا است که عشقش مي‌کشد اين يکي را خوب بداند و آن يکي را بد (البته عشق و اراده‌ي خدا حکيمانه است نه عبث و بي‌حساب).

خواست و اراده و ميل و عشق خدا، تعيين کننده است. در يک کلام: «هرچه او بخواهد».

و اين يعني: حقيقت عالم، تابع عشق و اراده‌ي خدا است؛ پس هرچه خدا عشقش بکشد، حقيقت همان است.

وقتي خدا کسي را مي‌خواهد واقعًا ببخشد (بخشش خاص)، او را دوست مي‌دارد و عاشق او مي‌شود. و وقتي پاي عشق خدا به ميان آمد، حقيقت متناسب با عشق خدا عوض مي‌شود.

کافي است خدا بخواهد، آن وقت همه‌ي زشتي‌هاي شما به زيبايي تبديل مي‌شود. واقعًا تبديل مي‌شود؛ يعني انگار شما به جاي گناه، ثواب کرده‌ايد!

سوره‌ي فرقان، آيه‌ي70: من تاب و آمن و عمل عملًا صالحًا فاولئک يبدّل الله سيئاتهم حسنات و کان الله غفورا رحيما؛ هرکس توبه کند و ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد [و شرايط تحقق بخشش خاص خدا را فراهم کند]، خدا گناهان او را به کارهاي خوب تبديل مي‌کند. و خدا بخشنده و مهربان است.

توبه اکسير معجزه‌آسايي است که نظير ندارد؛ يعني شما با توبه‌ي زيبا مي‌توانيد به جايي برسيد که اگه اين گناه و اين توبه نبود، هرگز نمي‌توانستيد به آن‌جا برسيد.

ولي ناگفته پيدا است که رسيدن به اين‌جا چه‌قدر سخت و طاقت‌فرسا است! بايد کاري بکنيد که خدا عاشقتان بشود و با اکسير عشقش حقيقت شما را عوض کند.

لازم به تذکر است که از اين حرف‌ها مي‌شود برداشت‌هاي غلطي داشت؛ مانند اين‌که:

ـ حالا که اعمال خوب و بد ما در نظر خدا مساوي است، پس هرکاري بکنيم فرقي نمي‌کند، پس برويم و خوش باشيم!

ـ وقتي اعمال خوب و بد ما در نظر خدا مساوي شد، نزول وحي و بعثت انبيا مي‌شود لغو و بيهوده!

ـ اگه حقيقت دائرمدار خواست و اراده‌ي خدا است، پس حسن و قبح عقلي چه مي‌شود؟

از اين نوشتار ممکن است چنين برداشت‌هاي غلطي صورت بگيرد ولي مطالبي که عرض کردم، با هيچ‌يک از اين‌ها منافات ندارد. هريک از اين‌ها نياز به توضيح دارد که در اين‌جا ميسّر نيست.

نکته‌ي آخر: خواهر گرامي، خدا شما را دوست دارد، امام زمان شما را دوست دارد. شما حق نداريد محبوب خدا و امام زمان را به گناه آلوده کنيد. شما ناموس خدا و امام زمان هستيد. هرگز ناموس خدا را به دست حرامي نسپاريد!

می‌توانید این مطلب را در شبکه‌ی اجتماعی خود به اشتراک بگذارید:

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn اشتراک در کلوب اشتراک در افسران

دیدگاه‌ها   

+1 #1 تهرانامیر علی 1394-07-23 13:22
سلام ، من از انجام گناهی که میکنم وااااااقعا پشیمونم‌. حتی یک بار توبه کردم ( ماه محرم سال پیش ) وتوبه ای داشتم که تا اردیبهشت ماه امسال ادامه داشت . اما برای بازی یک روز با یکی از دوستانم رفتیم کلوپ و برای اینکه بدونم اون چی بازی میکنه مانیتور کامپیوتر دوستمو نگاه کردم و دیدم تو اینترنت سرچ کرده ... که چیز های نافرمی اورده بود (زن هایی کاملا برهنه رو نشون میداد ) و من یک لحظه اون چیز اومد تو ذهنم و بازم گمراه شدم . توبه امو نشکستم اما یک روز که داشتیم پول جمع میکردیم برا خرید شربت تا جلوی مسجد شربت پخش کنیم دیدم دوباره همون چیز رو یک نفر دیگه سرچ کرده . من هم کنجکاو شدم و این سری توبه ام رو شکستم . و تا الان هی توبه میکنم و هی توبه خودمو میشکنم واقعا دیگه از این وضع خسته شدم . من هم یک مرد بیست سی ساله نیستم بلکه یک بچه ی ۱۱ ساله هستم . از خودم اصلا تعریف نمی کنم ولی به من نمی خوره ۱۱ ساله باشم ، بلکه به من میخوره یک بچه ی چهارده پونزده ساله باشم و من الان کلاس ششم هستم . من واقعا عاشق خدا هستم ، اما نمیدونم چه جوری بتونم با خدا ارتباط برقرار کنم . ببخشید که طولانی حرف میزنم ولی داستان توبه کردن من از این قراره که : ( من خیلی هیئت و مسجد میرم ،پارسال یک روز تو هیئت به خودم گفتم که من که دارم برای امام حسین گریه میکنم چرا باید گناهی کنم که خدا از من این عبادت هامو قبول نکنه و واقعا از خودم بدم اومد ) اون روز به مادرم گناهم رو گفتم ( پدرم رو من حساب دیگه ای باز کرده و اگه بفهمو چه گناهی میکردم از من کاملا بدش میاد به همین دلیل به مادرم گفتم ) و مادرم به من گفت توبه کن و توبه ی هفت هشت ماهه داشتم . و الان پشیمونم که گناهمو تکرار کردم . لطفا کمکم کنید . خییییییییلی ممنون

*****
پاسخ:

سلام بر امیرعلی عزیز!

ماه محرم رو بهتون تسلیت می‌گم و امیدوارم عزاداری‌هاتون قبول باشه!

بهتون تبریک می‌گم بابت این روحیه‌ی زیبا که دارید! زشتی گناهتون به جای خود، ولی قدر این روحیه‌ی لطیف و دوست‌داشتنی‌تون رو بدونید! منظورم روحیه‌ی خداجویی و عشق به معنویت و روحیه‌ی بازگشت و توبه‌ست. خدا رو به خاطر این روحیه‌ی ناب خیلی شکر کنید. توبه‌ی زیبا هنریه که خدا توفیقشو به هرکسی نمی‌ده. خدا عاشق هرکسی باشه اونو موفق به توبه‌ی زیبا می‌کنه. و به نظر من شما می‌تونید این‌طوری باشید.

از خودتون بدتون نیاد؛ بلکه از گناهتون بدتون بیاد. اگه از خودتون بدتون بیاد، دیگه امیدی برای بازگشت نخواهید داشت و زمینه‌ی ناامیدی و غرق شدن در گناه ایجاد می‌شه؛ چیزی که الآن شیطان به دنبالشه! ولی اگه از خودتون خوشتون بیاد ولی از گناهی که مرتکب شدید یا ممکنه در آینده مرتکب بشید، متنفر باشید؛ این نفرت می‌تونه ریشه‌ی گناه رو خشک کنه و پوزه‌ی شیطان رو به خاک بماله.

تو سایتم، یادداشت «چگونه توبه‌ای پایدار و شکست‌ناپذیر داشته باشم؟» رو با دقت مطالعه کنید و به نکته‌هاش عمل کنید. اگه قبلاً مطالعه کردید، یه بار دیگه با دقت بیش‌تر مطالعه کنید. بعدش اگه بازم سؤالی داشتید حتماً بپرسید.

حسابی رو که پدرتون روتون باز کرده، صدبرابر بیش‌تر از اون، امام زمان روتون حساب باز کرده! خیالتون از بابت پدرتون راحته چون هنوز خبر نداره، ولی امام زمان چی؟ اونم خبر نداره؟!

البته اگه امام زمان بخواد به خبر گناه شما عکس‌العمل نشون بده، کاری جز دعا نمی‌کنه. و با دعای حضرت هست که می‌تونید توبه‌ای زیبا داشته باشید.

منم دعا می‌کنم دوباره با توبه‌ای زیباتر بتونید لبخند رو لبای امام زمان بنشونید و دلش رو شاد کنید.

توصیه می‌کنم کتاب‌های شهدایی زیاد بخونید. مثل: سيب آرزو (بهناز ضرابی‌زاده)، بابای ۹ سالگی (بهناز ضرابی‌زاده)، تا پل رنگین کمان (مریم هاشم پور)، ما بچه‌های ایران (جواد محقق)، مسافر سپیده‌دم (طیبه شامانی)، گنجشک سبز و آبی (بهناز ضرابی‌زاده)، کودکی از جنس نارنجک (محمد گودرزی دهریزی)، همه چیز درباره جنگ (مرتضی سرهنگی)، تا رادیو خبر داد (غلامرضا بکتاش)، طعم تلخ خرما (مهناز فتاحی)، کتاب آب و ممنوع (محمدکاظم مزینانی)، ب، مثل پرستو (بیوک ملکی)، گل صد برگ (محمد زمان گلدسته)، گل صد برگ و تانک (افشین علا)، گردان چهار نفره (احمد دهقان)، جام‌جهانی‌درجوا دیه (داوود امیریان)، دوستان خداحافظی نمی کنند (داوود امیریان)، باغ کیانوش )علی‌اصغر عزتی‌پاک)، جایزه (محمدرضا سرشار)، هستی (فرهاد حسن‌زاده)، فرزندان ایرانیم (داوود امیریان)، دشت‌بان (احمد دهقان)، عقاب های تپه ۶۰ (محمدرضا بایرامی)، دود پشت تپه (محمد رضا بایرامی)، سفر به جنوب )محمدرضا سرشار)، پاییز در قطار (محمد کاظم مزینانی)، رفاقت به سبک تانک (داوود امیریان)، آفرین به آفتاب (غلامرضا بکتاش)، از این ستاره تا آن ستاره (سلمان هراتی)، خط اول (موسسه سلوک افلاکیان) و...

خوندن کتاب‌های شهدایی برای آدم یه میان‌بر عجیبی ایجاد می‌کنه به سوی خدا!

ان‌شاءالله که موفق و پیروز باشید! در پناه حق!
نقل قول کردن

نظر شما چیست؟!


خاطره (تصادفی)

عکس بد

با نام خدا

(16/12/1389) همين ديشب در حين كار با اينترنت، چيزي را داشتم جست‌وجو مي‌كردم كه صفحه‌اي توجهم را جلب كرد. با اين‌كه اصلاً خوب نبود (تصاوير بد داشت) ولي خيلي كنجكاو بودم آن صفحه را باز كنم. خيلي تلاش كردم كه توجيهي پيدا كنم براي ديدن آن صفحه ولي نشد كه نشد. آخرش بر كنجكاوي خود غلبه كردم و گفتم: به خاطر امام زمان بي‌خيال مي‌شوم.

نزديك‌هاي صبح بود كه خواب امام خامنه‌اي حفظه الله را ديدم كه به من نگاه مي‌فرمودند. مي‌دانيد كه طبق تعبير معبّران معتبر خواب، تعبير امام خامنه‌اي در خواب، امام زمان عليه السلام است. با طمأنينه‌ي خاصي راه مي‌رفتند. گويا از بيرون شهر به داخل شهر مي‌آمدند.

ادامه مطلب...

پرسش و پاسخ (تصادفی)

چرا اسلام قانون ظالمانه‌ی برده‌داری را تأیید کرده است؟!

پرسش

چرا اسلام قانون ظالمانه‌ی برده‌داری را تأیید کرده است؟!

پاسخ

تصويري كه از برده و برده‌داري در ذهن ما وجود دارد تصويري است دردآور و ناراحت كننده؛ اين‌كه انساني هم‌نوع خود را چون حيواني در بند كند و او مجبور باشد بدون هيچ اعتراضي انواع و اقسام آزار و اذيت ها را تحمل كند.

منشا اين تصور تنفرآميز، نوع رفتار ستمگراني است كه تاريخ آن را براي ما نقل مي‌كند. افرادي كه با تكيه بر زر و زور اين اجازه را به خود مي‌دادند كه انساني ديگر را در بند كرده و او را با عنوان برده به دارایي‌هاي خود اضافه كنند.

ادامه مطلب...
ما 108 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا

1086716
امروز529
دیروز1040
این هفته5813
این ماه22193
مجموع1086716

سلام!

سلام. از بازدیدتان از وب‌سایت محقّر بنده ممنونم!

این وب‌سایت یک سایت جامع و پرمحتوا نیست؛ بلکه یک پل ارتباطی بین من و مخاطبان عزیز به‌منظور دسترسی آسان و دائمی به بنده است. هرچند تلاش می‌کنم گه‌گاه مطالب ارزنده و مفید منتشر کنم ولی فقط در حدی که فرصت داشته باشم و به امر تحصیل و فعالیت علمی‌ام لطمه نزند.

اگر درباره‌ی نوشته‌هایم نظری داشتید، خوشحال می‌شوم نظرتان را در ذیل همان مطلب بیان کنید.

هرگونه نظر و انتقاد و پیشنهاد دیگری اگر داشتید، در بخش «تماس با من» مطرح کنید.

اگر مسأله‌ای هم بود که به نظرتان رسید من می‌توانم در پاسخ‌گویی و راهنمایی به شما کمکی بکنم، در بخش «پرسش و پاسخ» مطرح نمایید.

از خدا برای شما و خودم، آرزوی جسمی سالم، فکری بلند، ایمانی استوار، دلی مَحرم و عاشق، روحی باتقوا، روحیه‌ای پرانگیزه و بانشاط دارم. یا علی!