پنج شنبه, 26 مهر 1397

شماره‌ی پیام‌رسان (فقط سروش و بله):
۰۱ ۸۸ ۷۵۰ ۰۹۹۰

 کانال سایت در پیام‌رسان سروش
hshadir@

تبریک می‌گویم!

تبریکبسم الله

دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری کشور تمام شد و زمان تبریک گفتن‌ها فرارسیده است. من نیز تبریک می‌گویم؛ تبریک می‌گویم به حضرت ولی فقیه، امام خامنه‌ای که با تدبیر الاهی‌اش دشمنان و بدخواهان نظام را نیز وارد بازی کرد؛ بازی‌ای که برنده‌اش در هر صورت نظام مردم‌سالار اسلامی ایران بود! چنان دموکراسی و آزادی‌ای فراهم کرد که شاه‌دوستان و منافقان بیرونی و فتنه‌گران و بدخواهان درونی نیز وارد بازی شدند و تا به خودشان آمدند دیدند که ناخواسته سلامت انتخابات جمهوری اسلامی ایران و مردم‌سالاری بالنده‌ی آن را تأیید کرده‌اند و بر تهمت‌ها و دروغ‌های همیشگی خود خط بطلانی اساسی کشیده‌اند!

تبریک می‌گویم به سید ابراهیم رئیسی که همانند آن گنبد طلایی درخشید و همه‌ی ایران را به نور رضوی روشن کرد؛ نوری که شدید بود و عمیق! و این روشنایی به اذن خدا هرگز غروب نخواهد کرد!

تبریک می‌گویم به سید ابراهیم که دل‌های سربازان خمینی و خامنه‌ای را چنان به هم پیوند داد و نیروی پراکنده‌شان را چنان متمرکز کرد که لرزه‌های ذلیلانه‌ی دیگران در گفتار سخیف و رفتار کثیفشان آن‌چنان پدیدار شد که پیش خود نیز رسوا شدند!

تبریک می‌گویم به سید ابراهیم که به پشتوانه‌ی ده سال ریاست بر سازمان بازرسی کشور، سینه‌ای آکنده از اسرار دیگران داشت؛ اما بزرگی کرد و راست‌هایی را که نشاید گفت، نگفت و ریاستش را به حریصان قدرت فروخت و آبروی نظام را خرید و اجازه نداد دشمن از حرف‌های او نیز شاد شود!

تبریک می‌گویم به سید ابراهیم که رنگ و بوی ریاست‌جمهوری سید علی را بر دیده و مشام اهل ولایت تازه کرد!

تبریک می‌گویم به سید ابراهیم که مجاهدانه در سراسر این کشور پهناور حضور یافت و حرف دل محرومان بی‌کار و مستضعفان بی‌سرپناه و منتظران وام ازدواج را چنان فریاد کشید که گوش‌های پر شده از جیرینگ جیرینگ پانصد هزار میلیارد تومان دزدی وام‌گونه نیز آن را شنیدند و به خود لرزیدند!

تبریک می‌گویم به سید ابراهیم بت‌شکن که بر ضد وزرای تاجر و متولیان واردات بی‌حساب سنگ پا و سنگ قبر و مربا و زهرمار شورید و دل شکسته‌ی تولیدکنندگان کارخانه‌های ورشکسته و کارگران کارگاه‌های زمین خورده را اندکی امیدوار کرد!

تبریک می‌گویم به آنان که به این مرد بزرگ جانانه رأی دادند و همه‌ی تخریب‌های حقیرانه و توهین‌های ذلیلانه و نیرنگ‌های نامردانه را با سلاح بصیرت و روشن‌گری کنار زدند و اجازه ندادند رأی و انتخاب درخشانشان در زیر آوار یأس و هراس و کج‌بینی دفن شود!

تبریک می‌گویم به آنان‌که برای انتخاب اصلح کوشیدند و در این کار مغلوب هوس و مفتون نیرنگ و مرعوب هراس‌های دروغین نشدند و به تشخیص عقل و ایمانشان احترام گذاشتند!

تبریک می‌گویم به سید ابراهیم و یاران و طرفدارانش که در برابر انواع تخلف آشکار خویشتن‌داری کردند و اعتراض خود را تنها از مسیر قانونی پیگیری کردند و برخلاف فتنه‌گران سال ۸۸، به بهانه‌ی احقاق حق خود حتا یک سطل زباله‌ی کوچک هم آتش نزدند!

حتا تبریک می‌گویم به آنان که گمان می‌کنند به دور از هوس و بی‌خردی، راه عقل و منطق را پیمودند و به اصلح رسیدند و به آقای حسن روحانی رأی دادند!

اما...

هرگز تبریک نمی‌گویم به آقای حسن روحانی که وقیحانه سیاست نیرنگ را با اقتدا به عمروعاص و معاویه به نمایش گذاشت!

هرگز تبریک نمی‌گویم به آقای حسن روحانی که روحانیتش را به ریاست فروخت و نشان داد روحانی نیز می‌تواند بویی از روحانیت نبرده باشد!

هرگز تبریک نمی‌گویم به آقای حسن روحانی که به ریشش بیش‌تر از ریشه‌اش بها داد؛ آن را ست کرد و این را سفت نکرد!

هرگز تبریک نمی‌گویم به آقای حسن روحانی که رسم‌های ننگینی چون خلف وعده و دروغ آشکار و توهین و تحقیر را در رقابت‌های سیاسی بدعت نهاد و در این کج‌راهه از میرحسین موسوی و کروبی بدبخت نیز سبقت گرفت!

هرگز تبریک نمی‌گویم به آقای حسن روحانی که فضای سیاسی کشور را از سیاست اسلامی و علوی دور کرد و به سیاست ماکیاولی نزدیک!

هرگز تبریک نمی‌گویم به آقای حسن روحانی که در برابر حرف‌های حساب، چرند گفت و کم‌خردان را از دیوار پیاده‌رو ترساند!

هرگز تبریک نمی‌گویم به آقای حسن روحانی که حقیرانه تلاش کرد حقیقت دزدی‌های مولتی‌میلیاردی برادرش را با تهمت سست نبات تبرک رضوی بپوشاند!

هرگز تبریک نمی‌گویم به آقای حسن روحانی که تذکر صریح حضرت ولی فقیه را نشنیده گرفت و با غوغای توهم جنگ، کم‌خردان را از عزت انقلابی رقیب ترساند!

هرگز تبریک نمی‌گویم به آقای حسن روحانی که در یک طرف، نجومی‌بگیران دزد را تکریم کرد و در طرف دیگر چهار سال از پرداخت یارانه نالید و همیشه حق ملت را با تأخیر چند روزه پرداخت؛ اما در شب انتخابات، با واریز زودهنگام، به یارانه‌بگیران، و با واریز بی‌هنگام، به یارانه‌نگیران توهین کرد!

هرگز تبریک نمی‌گویم به آقای حسن روحانی که خائنان توبه ناکرده و مطرودان نظام اسلامی را برادر عزیزش نامید و بدین ترتیب، خون کثیف فتنه‌گران را به جوش و اندکی رأی بیش‌تر به دست آورد!

هرگز تبریک نمی‌گویم به آقای حسن روحانی که وزارت کشورش چنان سست و بی‌عرضه بود که ضعیف‌ترین و بی‌کیفیت‌ترین انتخابات تاریخ جمهوری اسلامی ایران را به نام خود ثبت کرد و دل همه‌ی ملت را از این همه ناتوانی و بی‌تدبیری چرکین کرد!

هرگز تبریک نمی‌گویم به وزارت کشور آقای حسن روحانی که آن‌قدر بی‌سواد است که نمی‌داند در حروف الفبای فارسی همزه پیش از واو قرار دارد! در پای صندوق‌های رأی در لیست نامزدها همه دیدیم که روحانی پیش از رئیسی (یا رئیس‌الساداتی) قرار داشت. این بی‌سوادهای مغرض گمان کرده‌اند می‌توانند از این نکته که همزه‌ی عربی در برخی کلمات فارسی به «ی» تبدیل می‌شود، در این‌جا نیز سوءاستفاده کنند و همزه‌ی «رئیس» را «ی» تلقی کنند؛ غافل از این‌که همزه در این واژه جزء ریشه‌ی کلمه است و هرگز به «ی» تبدیل نمی‌شود. این واژه در همه‌ی لغت‌نامه‌های معتبر با همزه ثبت شده است!

هرگز تبریک نمی‌گویم به وزارت کشور آقای حسن روحانی که آن قدر غیرت ندارد که حتا در نوشتن نام نامزدها در پای صندوق‌های رأی، قانون و عدالت را لگدمال نکند! همه دیدیم که شهرت «رئیسی» را برای آقای سید ابراهیم رئیس‌الساداتی درج نکرده بودند و نام حسن روحانی را از نام دیگران درشت‌تر نوشته بودند!

هرگز تبریک نمی‌گویم به وزارت کشور آقای حسن روحانی که هنگام اخذ رأی، برگه‌های بدون مهر به دست مردم دادند و هنگام شمارش آرا، آن‌ها را باطل اعلام کردند!

هرگز تبریک نمی‌گویم به آن دسته از طرفداران آقای حسن روحانی که او را صرفاً برای روحیه‌ی لیبرالیستی‌اش و برای تساهل و تسامح جاهلانه‌اش برگزیدند؛ تا پلی باشد برای رسیدن به شهوت‌رانی و لجن‌چرانی‌شان!

شاید مأموریت ابراهیم همین بود که چهره‌ی حقیر و بی‌ادب بعضی‌ها را به ملت شریف و باادب کشور نشان دهد!

شاید مأموریت ابراهیم همین بود که بداخلاقان و نامردان را رسوا کند و مردم انقلابی را برای ادامه‌ی مسیر انقلاب، آبدیده‌تر و ورزیده‌تر کند!

ما باکی از تخلف و تقلب نداریم. ما اعتبار رئیس‌جمهور را به اکثریت آرا نمی‌دانیم تا تخلف یا تقلب خرد و کلان چیزی را عوض کند. همه‌ی اعتبار رئیس‌دولت به حکم و تنفیذ حضرت ولی فقیه است که اگر حاصل شود، کار تمام است. شاید ولی فقیه صلاح بداند تخلف‌ها و بی‌لیاقتی‌ها را نادیده بگیرد و بنی‌صدری دیگر را علی‌رغم میل باطنی‌اش به ریاست جمهوری نصب کند؛ ما از ولی فقیه، فقط اطاعت می‌کنیم!

 

پی‌نوشت: بعد از اعلام نتایج انتخابات، آن چند عکس سید را که بر در خانه چسبانده بودم،‌ کندم؛ اما یک عکس زیبا از او داخل خانه، کنار میز مطالعه‌ام چسباندم تا هر روز صد بار به او و فکر و راه و آرمانش رأی بدهم!

امتیاز کلی این مطلب (0)

0 از 5 ستاره
  • شهاب

    ابتدائا حلول ماه مبارك رمضان رو خدمت همه بزرگواران تبريك عرض ميكنم. انشالله حقير رو هم از دعاى خيرتان بى بهره نگذاريد.<br />در ثانى ما يك بحث ناتمام ديگر هم داريم كه شايد بشه اين دو بحث رو در نقطه اى همگرا كرد و در يكجا به مباحثه نشست. على اى حال، متأسفانه اين چند روز پيشرو كمى سرم شلوغ هست (از مصائب دانشجو بودن همين برنامه نامنظم داشتن است). انشالله در اسرع وقت هم مبسوط سئوالات شما رو پاسخ ميدم هم سئوالاتى رو در ذهن دارم تا از شما بپرسم.<br /><br />***** پاسخ *****<br /><br />حلول ماه مهمانی خدا بر شما هم مبارک باشه!<br />برای موفقیت و پیروزی‌تون در همه‌ی مراحل زندگی دعا می‌کنم!

  • شهاب

    شما فرموديد اعتبار رئيس جمعور رو به اكثريت آرا نميدونيد و اين دقيقا يعنى اينكه ارزشى براى راى اكثريت قائل نيستيد. البته اين كلام شما نيست، آقاى مصباح الان مدتهاست در تلاشند چنين تفكرى رو غالب كنند. حالا ميشه با كلمات بازى كرد، اما متاسفانه يا خوشبختانه مفهوم تغييرى نخواهد كرد. بحث اساسا بر مشروعيت نيست، بر مقبوليت هست، چرا كه مشروعيت تنها از آن خداوند و به اذن او معصومين هست. حالا سئوال اين هست كه بعد از تنفيذ آقاى خامنه اى، شما اين مشروعيت رو از كجا ميگيريد؟ مقبوله عمربن حنظله؟! يعنى تمام ساختار سياسى يك كشور بر پايه حديثى به گفته اكثريت قريب به اتفاق تمام فقها و عالمين علم رجال، ضعيف السند هست؟! نخير بزرگوار، خود ولى فقيه جايگاهش رو نه از مقبوله عمربن حنظله، كه از راى اكثريت مردم به قانون اساسى داره. اگر فردا روزى رفراندومى برگزار بشه و مردم رأى به اصلاح قانون اساسى بدن، بر خود ولى فقيه تمكين به رأى اكثريت واجب خواهد بود. اين تئورى هاى آقاى مصباح كه خداوند دل اعضاى خبرگان رو به سوى انتخاب اصلح براى رهبرى سوق ميده و ايشون جايگاه ولايت معصوم رو پيدا ميكنند، بيشتر شبيه يك افسانه است و حتى در خود حوزه هم مورد قبول نيست. فكر نميكنم (حداقل براى شما) نياز باشه ليستى از علماى متقدم و متؤخر شيعى مخالف نظريه ولايت فقيه رو ليست بكنم. تازه اين فقط راجع به ولايت فقيه هست، ولايت مطلقه فقيه كه ديگه بماند!<br /><br />***** پاسخ *****<br /><br />۱. اکثریت به معنای تعداد بیش‌تر داشتن، صرفاً به خاطر بیش‌تر بودن تعداد، هیچ ارزشی نداره. از شما می‌پرسم: آیا در یک جمع صد نفره که از یک چوپان و ۹۹ گوسفند تشکیل شده، ارزش ۹۹ گوسفند به خاطر بیش‌تر بودن تعدادشان بالاتره؟! اگر این‌طور بود باید این یک چوپان تحت فرمان‌روایی گوسفندانش درمی‌آمد نه بالعکس!<br /><br />در یک جعبه‌ی سیب که پر است از سیب‌های گندیده و تنها دو سیب سالم در آن وجود دارد، آیا ارزش سیب‌های گندیده به خاطر بیش‌تر بودن تعدادشان بیش‌تر از ارزش آن دو سیب سالم است؟!<br /><br />در فلسفه‌ی سیاست اسلامی بیان شده که ارزش اکثریت ذاتی نیست؛ یعنی اکثریت بما هی اکثریت ارزش ندارد؛ بلکه صرفاً در جایی که انجام کاری منوط به پذیرش جامعه است، توافق اکثریت شرط تحقق آن کار است و این یعنی مقبولیت؛ پس ارزش اکثریت تنها برای تحقق مقبولیت است و ما از این جهت برای رأی اکثریت ارزش قائل هستیم. البته مقبولیت هم به تنهایی هیچ خاصیتی ندارد و خنثی است و بستگی دارد به این‌که به چه چیزی تعلق بگیرد؛ اگر باطلی مثل بی‌حجابی مقبول جامعه باشد، رأی اکثریتی که به سبب این مقبولیت حاصل می‌شود، چیز بی‌ارزشی خواهد بود (همان که قرآن بارها فرموده است: اکثرهم لایعقلون، اکثرهم لایشعرون، اکثرهم لایفقهون، و...) و اگر امر حقی مثل حکومت اسلامی مقبول جامعه شود و رأی اکثریت را به دست آورد، چنین مقبولیت و اکثریتی ارزشمند خواهد بود.<br /><br />اکثریتی که از امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام روی برگرداند و دست ابوبکر و عمر و عثمان رو به عنوان جانشین پیامبر بالا برد هم هیچ ارزشی نداشت؛ اما در خانه‌نشین کردن حضرت مؤثر بود. اکثریتی هم که بعد از مرگ عثمان به سراغ حضرت آمد و او را بر منبر خلافت نشاند، آن نیز ارزش ذاتی نداشت هرچند در برپایی حق نقش ایفا کرد.<br /><br />۲. این سخن بنده و علامه مصباح نیست؛ اندیشه‌ی سیاسی اسلام است که مستند به ادله‌ی عقلی و قرآنی و روایی است.<br /><br />۳. بسیار برایم جالب است که از طرفی می‌گویید: مشروعیت تنها از آن خدا و معصومان است. و از طرف دیگر می‌گویید: ولی فقیه جایگاهش را از رأی اکثریت مردم به دست می‌آورد. این تناقض رو چه‌طوری حل می‌کنید؟! پیدا است که با مبانی فلسفه‌ی سیاست شدیداً ناآشنایید! اگر مشروعیت تنها از خدا است، باید مشروعیت ولی فقیه را به خدا وصل کنید وگرنه از اعتبار می‌افتد. اما اگر اعتبار او را به رأی اکثریت می‌دانید، پس دیگر نمی‌توانید بگویید مشروعیت تنها از آن خدا است.<br /><br />۴. درباره‌ی روایت عمر بن حنظله یک سؤال از شما می‌پرسم: آیا می‌دانید اصطلاح «مقبوله» یعنی چه؟! آیا با اصطلاح «جبران ضعف سند» آشنا هستید؟!<br /><br />این رو هم عرض کنم که مقبوله‌ی عمر بن حنظله در بین مستندات نظریه‌ی ولایت فقیه جایگاه کلیدی ندارد. بنای ولایت فقیه بسیار شکوه‌مندتر از آن است که بر پایه‌ی یک روایت استوار گردد. پایه‌های برهانی و قرآنی و روایی مستحکم و خلل‌ناپذیری دارد. اگه اهل مطالعه و تحقیقید، فکرتون رو به شبهه‌های بدخواهان نسپارید؛ بلکه حق رو در کتاب‌خانه‌ها و در لابه‌لای کتب علمی و معتبر جست‌وجو کنید. سری بزنید به کتاب ولایت فقیه امام خمینی!<br /><br />۵. تئوری علامه مصباح رو هم در کتاب‌های ایشون بخونید؛ نه در شایعات بدخواهان! دوست دارم آدرس این مطلب رو که از ایشون نقل کردید (خداوند دل اعضای خبرگان را به سوی انتخاب اصلح سوق می‌دهد...) بفرمایید که در کجا نقل شده! سند این حرفتان را که گفتید (تئوری آقای مصباح در خود حوزه هم مورد قبول نیست) نیز لطفاً بفرمایید!<br /><br />۶. اتفاقاً برای من لازم است آن لیست علمای متقدم و متأخر شیعی مخالف نظریه‌ی ولایت فقیه را ارائه بدهید! زیرا من پیش از این خیال می‌کردم اغلب قریب به اتفاق علمای متقدم و متأخر شیعی موافق نظریه‌ی ولایت فقیه هستند! تقاضا دارم لیست مورد نظر را برایم ارسال کنید؛ البته همراه با سند دقیق (یعنی عنوان کتاب و صفحه‌ی کتاب و متن مورد نظر را هم برای هر یک ضمیمه کنید). این‌که اصرار دارم لیست مورد نظرتان را ارائه کنید، به خاطر این است که من لیست بلندبالایی از علمای موافق را با چنین سند دقیقی دارم!<br /><br />۷. من گمان می‌کنم شما تصور درستی از ولایت مطلقه‌ی فقیه ندارید. در صورت تمایل درکتان را از ولایت مطلقه‌ی فقیه و تفاوت آن را با ولایت مقیده بیان کنید تا گفت‌وگویمان شفاف‌تر و پرثمرتر پیش برود.

  • شهاب

    خدا رو شكر و سپاس از شما كه حداقل صداقت به خرج داديد و انتهاى پيامتان آنچه واقعا در تفكر داريد رو اعلام كرديد، اين كه ارزشى براى نظر اكثريت قائل نيستيد. اين نكته خيلى مسائل رو روشن ميكنه.<br /><br />***** پاسخ *****<br /><br />نظر اکثریت ارزشمند است اما در حد و اندازه‌ی خودش. اگر من برای نظر اکثریت هیچ ارزشی قائل نبودم، هرگز پای صندوق رأی نمی‌رفتم و دیگران رو به رأی دادن تشویق نمی‌کردم!<br /><br />نظر اکثریت صرفاً در مقبولیت یک چیز نقش داره و هرگز به اون حقانیت نمی‌ده. یکی از اشکال‌های اساسی دموکراسی غربی همینه که رأی اکثریت رو پایه‌ی مشروعیت می‌دونه. کسی که با الفبای فلسفه‌ی سیاست اسلامی آشنا باشه این رو می‌دونه!

  • بانو

    و علاوه بر اينكه به آنها تبريك نميگوييم،ازشان نميگذريم و هم در اين دنيا دعا ميكنيم خدا تقاصشان را بگيرد و هم آن دنيا خوب عذابشان كند.

  • کالباس فروش

    به قول آقای رییسی این آقای روحانی و طرفداراش که می گفتند <br />من از طریق امام رضا و آستان قدس میخواهم رای بیارم <br />از امام رضا سیلی خواهند خورد.

  • 96 درصدی

    8 سال پیش به خاطر رای نیاوردن یه نفر- 13میلیون نفر 8 ماه جنگ و آشوب داخلی کردن<br />این در حالی که 16 میلیون نفر پس از انتخابات <br />در کل ایران حتی یک سطل زباله آتش نزدن<br /><br /><br />تفاوت ما و آنها

  • ساردین

    کسانی که به روحانی زای دادن دیگر حق ندارن از بیکاری<br />رکود<br />تورم<br />گرانی <br />اختلاس و... گله کنند<br />در عوض میتوانند از کنسرت ها لذت ببرند

  • عمه قزی

    سی هزار کارخونه و کارگاهی که تعطیل شد رو ول کنید<br />سند ننگ بار 2030 رو ول کنید <br />اختلاس و حقوق های نجومی و هزار چیز رو ول کنید<br /><br />شاید از خوش حالی بتر کید چون امسال ماه رمضون قراره ربنا شجریان پخش شه

  • صابر جابر نادر باقر

    آمار میگه از 2000 کنسرت سال قبل فقط 15 تا لغو شده

  • شعبان قلی

    ای مردم شما مشغول آزادی های کاذب باشین <br />ما هم به اختلاس و رانت بازی و ثروت جمع کردن می پردازیم.

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر بعنوان میهمان

0 / 5000 محدودیت حروف
متن شما باید کمتر از 5000 حرف باشد

مطالب برگزیده

جمهوری اسلامی ایران تبیین ضرورت تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت


زنان و ازدواج پاسخ به چند ابهام درباره‌ی زنان و ازدواج در آیین اسلام


حجاب ده تلنگر درباره‌ی حجاب و عفاف


شراب یک لحظه مستی، یک عمر پستی! (شراب‌خواری)


یوسف علیه‌السلام علاقه به هم‌جنس زیبارو


دوستش دارم دوستش دارم (سلسله مقالات)


آزادی جنسی غربی چرا نباید در آزادی جنسی از غرب و اروپا که الگوی پیشرفت و تمدن هستند پیروی کنیم؟


عصبانیت چگونه عصبانیت خود را کنترل کنم؟


خودشناسی چگونه می‌توانم خودم را بشناسم و بحران هویت را پشت سر بگذارم؟


استخاره، آری یا نه، چرا و چگونه؟ استخاره، آری یا نه؟ چرا و چگونه؟


چگونه خوش‌تیپ و امروزی و در عین حال باحجاب باشم؟ چگونه خوش‌تیپ و امروزی و در عین حال باحجاب باشم؟


چرا خدا مشکل همه‌ی بنده‌هاشو حل می‌کنه جز ما؟! چرا خدا مشکل همه‌ی بنده‌هاشو حل می‌کنه جز ما؟!


چرا فقط اسلام؟! چرا ادیان دیگر نه؟! چرا فقط اسلام؟! چرا ادیان دیگر نه؟!


حسین علیه‌السلام در مصاف ابلیس حسین علیه‌السلام در مصاف ابلیس


رنج پُرارج (عادت ماهانه) رنج پُرارج (عادت ماهانه)


هدف آفرینش انسان هدف آفرینش انسان


حالا کی بهشت و جهنم رو دیده؟!! حالا کی بهشت و جهنم رو دیده؟!!


رجعت، افسانه یا حقیقت؟! رجعت، افسانه یا حقیقت؟!


حکم خشن سنگسار چگونه با عقل و فطرت انسانی سازگار است؟ حکم خشن سنگسار چگونه با عقل و فطرت انسانی سازگار است؟


آیا حکم اسلامی ارتداد با آزادی اندیشه و حقیقت‌جویی منافات ندارد؟! آیا حکم اسلامی ارتداد با آزادی اندیشه و حقیقت‌جویی منافات ندارد؟!


چگونه این چشم صاحب‌مرده را کنترل کنم؟ چگونه این چشم صاحب‌مرده را کنترل کنم؟


چگونه توبه‌ای پایدار و شکست‌ناپذیر داشته باشم؟ چگونه توبه‌ای پایدار و شکست‌ناپذیر داشته باشم؟


چرا امام خامنه‌ای؟ چرا امام خامنه‌ای؟


کنترل جمعیت یا انقراض شیعه؟! کنترل جمعیت یا انقراض شیعه؟!


شبهه‌ای درباره‌ی نماز و پاسخ آن شبهه‌ای درباره‌ی نماز و پاسخ آن


بررسی روزه‌ی دختران نه ساله + گفت‌وگو باچند فرشته‌ی نوبالغ بررسی روزه‌ی دختران نه ساله + گفت‌وگو باچند فرشته‌ی نوبالغ


هنری به نام «امر به معروف و نهی از منکر» هنری به نام «امر به معروف و نهی از منکر»


حقیقت دعا و اسرار اجابت حقیقت دعا و اسرار اجابت


شب قدر و معمای سرنوشت شب قدر و معمّای سرنوشت


20 راز در زندگی مشترک 20 راز در زندگی مشترک