ردپای من در شبکه‌های اجتماعی

تبیان تبیان               تلگرام تلگرام

جودی ابوتبسم الله

در ایام دهه‌ی فجر ۱۳۹۵ برای برنامه‌ی تبلیغ دانش‌آموزی از طرف اتحادیه‌ی انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان، به رشت دعوت شده بودم. محل اسکانم خانه‌ی معلم بود. برای صرف غذا به رستوران خانه‌ی معلم رفته بودم و برای کاری، کنار در ورودی رستوران، مقابل پیش‌خوان منتظر بودم که دیدم خانمی با دخترش که ده دوازده ساله بود، وارد شدند. مادر چادری نبود ولی حجابش کامل بود؛ اما دخترش کاملاً سرلخت بود و چیزی بر سر نداشت.

از مقابل من عبور کردند و رفتند و پشت میزی نشستند. در آن لحظه‌ی عبور، طبیعتاً فرصت هیچ عکس‌العمل مناسبی ـ از باب نهی از منکر ـ فراهم نبود. کارم تمام شده بود و می‌خواستم از رستوران بروم اما نه با دست خالی! حتماً باید عکس‌العمل مناسبی به این رفتار نادرست نشان می‌دادم. با خود اندیشیدم که چه کنم! به این نتیجه رسیدم که پیامی روی برگه‌ی کاغذی بنویسم و به دست مادر بدهم و بروم.

کاغذی از جیبم درآوردم و روی آن نوشتم:

«سلام خواهر خوبم!

من فکر می‌کنم دختر گل شما به اندازه‌ی کافی بزرگ شده و لیاقت تاج زیبای حجاب رو داره. شما که مادر باحجابی هستید، خوبه که فرشته‌ی زیباتون رو هم به حفظ حجاب اسلامی تشویق کنید.

خیرخواه شما، حامد شاد

www.h-shad.ir»

در رستوران افراد دیگری هم بودند؛ به همین خاطر نماندم که ببینم عکس‌العمل آن‌ها نسبت به این پیام چیست؛ اما از این بابت خیالم راحت است که جزء کسانی نبودم که نسبت به پدیده‌های زشت اجتماعی بی‌تفاوت هستند و درباره‌ی وظیفه‌ی نهی از منکر کوتاهی می‌کنند.

می‌توانید این مطلب را در شبکه‌ی اجتماعی خود به اشتراک بگذارید:

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn اشتراک در کلوب اشتراک در افسران

نظر شما چیست؟!


خاطره (تصادفی)

سمیه و شاهرخ

بسم الله

سال اول طلبگی (1375) یکی از حوادثی که مرا کم‌وبیش با خود درگیر و فکرم را مشغول کرد، ماجرای تلخ سمیه و شاهرخ بود که در کل جامعه صدا کرد و نقل محافل و مجالس شد.

ماجرا از این قرار بود که دختری به نام سمیه شهبازی‌نیا و پسری به نام شاهرخ وثوق که هر دو 16 ساله بودند، رابطه‌ی عاشقانه‌ی شدیدی با هم داشتند که این عشق افراطی و شیطانی باعث آلوده شدن دست آن‌ها به جنایت می‌شود. و همین جنایت باعث رسانه‌ای شدن ماجرای آن‌ها می‌شود.

سمیه خانواده‌ای مرفه و بی‌مبالات داشت. در اتاق خودش علاوه بر تلویزیون و سایر امکانات، یک خط تلفن مستقل هم داشت! ولی وضع اقتصادی شاهرخ بالا نبود و همین موضوع باعث مخالفت خانواده‌ی سمیه با وصلت آن‌دو بود. مخالفت‌ها بالا می‌گیرد تا این‌که دختر و پسر تصمیم می‌گیرند برای برداشتن این مانع بزرگ، همه‌ی اعضای خانواده‌ی سمیه را بکشند. به این ترتیب در شب 16 دی‌ماه 1375 در خیابان گاندی تهران این جنایت رخ می‌دهد.

ادامه مطلب...

پرسش و پاسخ (تصادفی)

چرا خدا مشکل همه‌ی بنده‌هاشو حل می‌کنه جز ما؟!

پرسش
چرا خدا مشكل همه‌ی بنده‌هاشو حل مي‌كنه جز ما؟ مي‌فرماييد حكمته؟! اينه كه صبرمون لبريز بشه؟! به گناه بيفتيم؟! بفهميم ايمانمون ضعيفه؟! به خدا فهميديم! ديگه نمي‌تونم اين‌همه مشكلاتو تحمل كنم! ديگه خسته‌م! چي مي‌شه خدا به ما هم عنايت كنه؟! تا كي اميدواري؟! پس كي جواب؟! از شراب‌خوارها، حريم شكنا و خيلي‌های دیگه كم‌تر شديم!! كسي هم نيست حالمونو خوب كنه. رسم خدا اينه؟!
از اين‌جا مونده از اون‌جا رونده‌ايم!! چون طرف خداييم، رسم مردان اين دنيا تحمل عفت و حجاب كسايي مثل ما رو نكردند و ماها رو پس زدند! و چون پيش خدا روسياهيم رسم دنياي آخرت ما رو مي‌سوزونه! پس چه تفاوتي بین من و اوست؟؟!! جز اينكه او حداقل اين دنيا رو داشت! پس كي از اين مخمصه نجاتمون مي‌ده؟
به خدا ديگه خسته‌م! به فاطمه‌ي زهرا اگه ايمان نداشتم دخترفراري بودم! نمي‌دونم چه حكمتيه به اين بلا افتادم؟!! اي كاش مي‌مردم و خلاص مي‌شدم.
خدايا ديگه تحملشو ندارم. از اين موقعيت نفسم داره بند مي‌یاد. تو كه زندگي ندادي! مي‌شه لطف كني مرگو عيدي بدي؟؟؟ نجاتم بده خواهش مي‌كنم خدا!

ادامه مطلب...
ما 38 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا

997427
امروز49
دیروز799
این هفته848
این ماه15635
مجموع997427

سلام!

سلام. از بازدیدتان از وب‌سایت محقّر بنده ممنونم!

این وب‌سایت یک سایت جامع و پرمحتوا نیست؛ بلکه یک پل ارتباطی بین من و مخاطبان عزیز به‌منظور دسترسی آسان و دائمی به بنده است. هرچند تلاش می‌کنم گه‌گاه مطالب ارزنده و مفید منتشر کنم ولی فقط در حدی که فرصت داشته باشم و به امر تحصیل و فعالیت علمی‌ام لطمه نزند.

اگر درباره‌ی نوشته‌هایم نظری داشتید، خوشحال می‌شوم نظرتان را در ذیل همان مطلب بیان کنید.

هرگونه نظر و انتقاد و پیشنهاد دیگری اگر داشتید، در بخش «تماس با من» مطرح کنید.

اگر مسأله‌ای هم بود که به نظرتان رسید من می‌توانم در پاسخ‌گویی و راهنمایی به شما کمکی بکنم، در بخش «پرسش و پاسخ» مطرح نمایید.

از خدا برای شما و خودم، آرزوی جسمی سالم، فکری بلند، ایمانی استوار، دلی مَحرم و عاشق، روحی باتقوا، روحیه‌ای پرانگیزه و بانشاط دارم. یا علی!